مواضع مختلف بر ضدّ آنان ترتيب داده بود ؛ خداوند فرمود :
إِذْ جاؤُكُمْ مِنْ فَوْقِكُمْ وَ مِنْ أَسْفَلَ مِنْكُمْ .
« 1 »
هنگامى كه از بالاى ( سر ) شما و از زير ( پاى ) شما آمدند . . . .
در مقابل مسلمانان از ضعف آشكار در شمار نيروهاى رزمنده و ساز و برگ جنگى رنج مىبردند و نيروهاى منافق نيز كه در پيكر جامعه نوپا و كوچك اسلامى در تكاپو بودند ، تلاش مىكردند تا صفوف مؤمنان را با تضعيف روحيه برخى از رزمندگان پراكنده سازند .
علاوه بر اين بايد از مشكلات معيشتى فردى و اجتماعى مدينه ياد كنيم كه مزيد بر علّت شده بود : خواه مشكلات ناشى از جنگهاى قبلى و خواه مشكلات مربوط به زندگانى اجتماعى گروههايى كه به سبب اختلاف سطوح زندگى و ديگر حالات طبيعى و عارضى ، از تناقضات زيادى رنج مىبردند .
چنان كه هنوز بسيارى از آثار جاهلى در اين جامعه نمود داشت .
نبايد فراموش كنيم كه تأثير قبيله در ميان مسلمانان بسى كم رنگ و سست بود ، زيرا مسلمانان گروههاى كوچكى از قبايل مختلف بودند . اين گروههاى كوچك نمىتوانستند يك جريان قبيلهاى يكپارچه را به وجود آورند كه آثار و پيامدهاى خاص خود را دارد . از اين رو عصبيت قبيلهاى كمترين تأثير را در تحكيم صفوف ، تقويت بنيه دفاعى و جبههء داخلى مسلمانان داشت . فقط دين و ايمان بود كه آنان را به هم پيوند مىداد و روحيهء حماسى و جنگاورى آنان را برمىانگيخت . اين نيز در ميان شمارى از نيروهاى مسلمان در مراحل نخست تكوين بود . از اين رو نمىتوانست در مواضع سخت و خطرناك براى مدت طولانى چندان مقاومت كند .
از سوى ديگر سپاه احزاب بر پايهء اين باور قوى تشكيل شد كه قدرت
هامش
( 1 ) . احزاب ( 33 ) : 10 .