ترسيده باشد . بدين ترتيب كه در بين راه ، نظرى دوباره به محاسبات خويش افكنده و دريافته كه اين اقدام به نفع او نيست . از اين رو ترجيح داد كه بازگردد ، اگر چه موجب شود كه مسلمانان تا حدودى احساس ضعف كنند و از سوى ديگر هيبت و شكوه امپراطور روم را در ذهنيت آنان تقويت نمايد . چنين تصورى در مورد پيغمبر اكرم ( ص ) پذيرفتنى نيست .
2 . پيغمبر ( ص ) احساس كرده باشد كه در غيبت او مدينه در معرض نوعى خطر است ، خواه از درون مثل منافقان ، يهوديان و كسانى كه هنوز مسلمان نشده بودند ، و خواه از برون ، مثل قريش و ديگر مشركانى كه در مورد مدينه و ساير مناطق در كمين بودند .
اين هم يك نقطه ضعف ديگرى است كه مىبايست پيغمبر ( ص ) پيش از ترك مدينه دربارهء آن انديشيده و امكانات و تدابير لازم را براى رويارويى با آن در نظر گرفته باشد . اين علّت را هم نمىتوانيم براى بازگشت رسول خدا ( ص ) پيش از رسيدن به دومة الجندل بپذيريم . چه متضمن آن است كه به ساحت مقدس پيغمبر اكرم ( ص ) قصور يا تقصير نسبت دهيم .
اگر به فرض بپذيريم كه آن حضرت پيش از رسيدن به مقصد از ميان راه بازگشت ، بهتر و مناسبتر آن است كه به او خبر رسيد ، اهالى دومة الجندل از آمدن وى خبردار شده و به سوى نامعلومى گريختهاند . چنان كه تعقيب آنان فايدهاى ندارد .
آنچه مانع پذيرش اين توجيه مىشود ، جزئيات دقيق و فراوانى است كه مورّخان و سيرهنگاران از حوادث غزوهء دومة الجندل بيان و ثبت كردهاند .
خصوصا كه تصريح دارند : وقتى تا دومة الجندل يك روز راه مانده بود ، راهنما گفت : يا رسول اللّه ، گلهها و حيوانات آنان در اينجا مشغول چرا هستند
همچنان كه به صراحت گفتهاند : رسول خدا ( ص ) چند روز در آنجا اقامت كرد و سريهها به اطراف فرستاد . . .
بر اين اساس قابلقبولتر آن است كه به صراحت بگوييم : كسانى كه
الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي ) — صفحة 506
مساهمون: السيد جعفر مرتضى العاملي
ص٥٠٦