دومة الجندل رسيد ، پراكنده شدند و فرار كردند .
در متن ديگرى است كه مردم از آمدن سپاه پيامبر ( ص ) ترسيدند و پراكنده شدند . پيامبر ( ص ) چيزى جز گوسفندان و حيوانات آنان نديد . به گلهها و چوپانها حمله بردند . برخى از آنان كشته شدند و ديگران گريختند .
رسول خدا ( ص ) در اردوگاه آنان فرود آمد ، ولى كسى در آنجا نمانده بود ؛ چند روزى در آنجا ماند و سريهها به اطراف فرستاد . آنها پس از يك روز بازگشتند و با كسى از مردم دومة الجندل برخورد نكردند . فقط تعدادى شتر به غنيمت گرفته ، آوردند .
پيامبر ( ص ) بازگشت و بيستم ماه ربيع الآخر وارد مدينه شد . غيبت آن حضرت از مدينه بيست و پنج روز به طول انجاميد . « 1 »
مقدسى مىگويد : بازرگانان و راهزنان به اكيدر كندرى عامل هرقل در دومة الجندل ، شكايت بردند . پيغمبر همراه هزار نفر به سوى او حركت كرد .
آنان شبها راه مىرفتند و روزها پنهان مىشدند . اكيدر كه از آمدن پيغمبر ( ص ) باخبر شد ، پا به فرار گذاشت . بازرگانان اموال خود را برداشتند و بازار را تخليه كردند . مردم نيز پراكنده شدند . رسول خدا ( ص ) احدى را نديد و به مدينه بازگشت . « 2 »
تصويرى بود از غزوهء دومة الجندل كه از گفتهها و روايات مورّخان در
هامش
( 1 ) . بنگريد : تاريخ الخميس ، 1 / 469 ؛ الطبقات الكبرى ، 2 / 62 ؛ سيره حلبى ، 2 / 277 ؛ انساب الاشراف ، 1 / 341 ؛ سيره مغلطاى ، 54 ؛ حياة محمّد ، 281 ؛ الوفاء ، 691 ؛ تاريخ الامم و الملوك ، 2 / 232 ؛ الثقات ، 1 / 260 ؛ التنبيه و الاشراف ، 215 ؛ حبيب السير ، 1 / 377 ؛ زاد المعاد ، 2 / 112 ؛ تاريخ الاسلام ( ذهبى ) ، 1 / 212 ؛ المغازى ، 1 / 403 ؛ نهاية الارب ، 4 / 92 ؛ سيره ابن كثير ، 3 / 177 ؛ سيره دحلان ، 1 / 266 ؛ دلائل النبوه ( بيهقى ) ، 3 / 390 - 391 .
( 2 ) . البدء و التاريخ ، 4 / 214 ؛ تاريخ الاسلام ( ذهبى ) ، 1 / 212 .