4 . يك يا دو جنگ ؟
بيهقى احتمال داده كه ذات الرقاع نام دو جنگ باشد ؛ يكى پيش از فتح خيبر و ديگرى پس از آن . « 1 » ذهبى نيز مىگويد : ظاهرا دو جنگ بوده است . « 2 »
به نظر ما منشأ اين احتمال روايت پيش گفته از ابو موسى اشعرى است .
ديديم كه ابو موسى اشعرى در اين روايت مىگفت : « ما شش نفر بوديم كه يك شتر داشتيم . » سخن وى اين احتمال را به ذهن نزديك مىكند كه وى از جنگ دومى سخن مىگويد كه آن هم ذات الرقاع ناميده شده ، امّا در عمق جان خويش ترديد داريم كه اصولا چنين غزوهاى روى داده باشد . چه بعيد به نظر مىرسد كه پيغمبر ( ص ) در جنگى حضور يابد كه قوام آن فقط شش نفر باشند !
شايد منظور وى از اين سخن اين باشد كه آن عده كه همراه ابو موسى يك شتر داشتند ، شش نفر بودند كه در يك سپاه بزرگ همراه رسول خدا ( ص ) در غزوهء ذات الرقاع شركت مىكردند .
5 . جانشين پيغمبر ( ص ) در مدينه
از سخن برخى از مورّخان چنين به دست مىآيد كه آنان ترجيح مىدهند كه پيغمبر ( ص ) در جنگ ذات الرقاع ، ابو ذر غفارى را در مدينه به جاى خود گذاشت ، نه عثمان بن عفّان را ، زيرا اينان جانشينى ابو ذر را به صورت طبيعى نقل كرده ، در پى بىآن ، با عبارت : قيل ، به جانشينى عثمان اشاره كردهاند . « 3 » اگر چه
هامش
( 1 ) . تاريخ الخميس ، 1 / 463 ؛ فتح البارى ، 7 / 321 - 331 ؛ سيره حلبى ، 2 / 271 ؛ حبيب السير ، 1 / 357 ؛ زاد المعاد ، 2 / 111 ؛ المواهب اللدنيه ، 1 / 106 .
( 2 ) . تاريخ الاسلام ( ذهبى ) ، 1 / 201 ؛ فتح البارى ، 7 / 322 - 323 ؛ وفاء الوفاء ، 1 / 300 .
( 3 ) . بنگريد : سيره ابن هشام ، 3 / 214 ؛ سيره حلبى ، 2 / 271 ؛ زاد المعاد ، 2 / 110 ؛ سيره ابن كثير ، 3 / 160 ؛ البداية و النهايه ، 4 / 83 ؛ نهاية الارب ، 17 / 158 ؛ سيره دحلان ، 1 / 264 .