در احتمال دوم بايد دانست كه در غزوهء ذات الرقاع جنگى روى نداد . پس معنى ندارد كه آن را هفتمين غزوهاى برشماريم كه در آنها جنگ روى داده است .
3 . احتجاج بخارى كه مىگويد : از ابو موسى اشعرى كه او هم در غزوهء ذات الرقاع بوده ، روايت شده كه گفت :
همراه رسول خدا ( ص ) براى جنگى بيرون شديم . ما شش نفر بوديم كه يك شتر داشتيم و در پى او مىرفتيم . پاهايمان زخمى شد . پاهاى من هم زخمى گشت و ناخنهايم افتاد . از اين رو پاهاى خود را كهنه پيچ كرديم .
اين جنگ به همين سبب ذات الرقاع ناميده شد . « 1 »
ابو موسى اشعرى پس از فتح خيبر از حبشه بازگشت . بنابراين غزوه ذات الرقاع هم مىبايست پس از خيبر روى داده باشد .
چند نكته هم در تأييد ديدگاه ما وجود دارد كه به طور خلاصه به آن مىپردازيم ؛
1 . شمارى از مورّخان مىگويند : پيغمبر ( ص ) ابو ذر غفارى را در مدينه به جاى خود گذاشت و براى جنگ ذات الرقاع بيرون رفت . مىدانيم كه ابو ذر غفارى پس از بدر ، احد و خندق به مدينه آمد .
2 . از پسر عمر كه رسول خدا ( ص ) در جنگ خندق به او اجازه شركت داد ، روايت شده كه گفت : در جنگ منطقه نجد همراه رسول خدا ( ص ) در
هامش
( 1 ) . صحيح بخارى ، 3 / 23 ؛ فتح البارى ، 7 / 321 - 322 ؛ دلائل النبوه ( بيهقى ) ، 3 / 372 ؛ بهجة المحافل ، 1 / 232 ؛ سيره حلبى ، 2 / 270 ؛ سيره مغلطاى ، 54 ؛ حبيب السير ، 1 / 356 / 357 ؛ تاريخ الاسلام ( ذهبى ) ، 1 / 200 ؛ الروض الانف ، 3 / 253 ؛ سيره ابن كثير ، 3 / 161 ؛ البداية و النهايه ، 4 / 83 ؛ المواهب اللدنيه ، 1 / 106 ؛ سيره دحلان ، 1 / 264 ؛ صحيح مسلم ، 5 / 200 ؛ زاد المعاد ، 2 / 111 .