قَدْ نَرى تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِي السَّماءِ فَلَنُوَلِّيَنَّكَ قِبْلَةً تَرْضاها فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَ حَيْثُ ما كُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ
. « 1 »
ما ( به هر سو ) گردانيدن رويت در آسمان را نيك مىبينيم . پس ( باش تا ) تو را به قبلهاى كه بدان خشنود شوى برگردانيم ؛ پس روى خود را به سوى مسجد الحرام كن ؛ و هر جا بوديد ، روى خود را به سوى آن بگردانيد .
حضرت دو ركعت ديگر نماز را به سوى كعبه خواند . يهوديان كه اين تغيير قبله بر آنان سخت آمد و گروهى از نادانها لب به سخن گشودند كه چه چيز آنان را از قبلهاى كه به سوى آن نماز مىخواندند ، برگرداند . « 2 »
گفته مىشود : مسجدى كه اين جريان در آن اتّفاق افتاد ، ذو قبلتين ناميده شد . در مقابل گروهى ديگر عقيده دارند كه مسجد ديگرى ، به اين نام موسوم شد . در آن مسجد گروهى از مسلمانان نماز مىخواندند كه به آنان خبر رسيد پيغمبر ( ص ) به سوى كعبه نماز مىخواند ، آنان كه در وسط نماز بودند ، روى خود را از بيت المقدس به سوى كعبه كردند . بدين سبب ، مسجد آنان را ذو قبلتين ناميدند .
در برخى از اخبار و روايات از امام عسكرى ( ع ) آمده كه آن حضرت فرمود :
مردم مكّه به خانهء كعبه علاقهمند بودند . خداوند اراده كرد كه پيروان محمّد را از مخالفان حضرتش بازشناساند تا معلوم شود كه چه كسانى همراه وى به سوى قبلهاى كه او نماز مىگزارد ، نماز مىخوانند و چه كسانى از اين امر كراهت دارند . در مقابل ، وقتى به مدينه هجرت فرمود ، مردم آن ديار به بيت المقدس علاقه نشان مىدادند ، خداوند فرمان داد كه
هامش
( 1 ) . بقره ( 2 ) : 144 .
( 2 ) . بحار الانوار ، 19 / 114 ؛ اعلام الورى ، 71 ؛ تفسير قمى ، 1 / 63 ؛ سيره حلبى ، 2 / 128 - 130 ؛ الميزان ، 1 / 323 - 334 .