تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي ) — صفحة 442

مساهمون:

ص٤٤٢
مىدهيم كه اين ادعا را دشمنان اهل بيت مطرح كرده تا در اين نكته تشكيك نمايند كه رسول خدا ( ص ) فدك را به فاطمه زهرا ( س ) بخشيد . 3 . شايد تعبير : « من اهل القرى » مؤيد اين سخن باشد كه سورهء حشر پس از واقعهء بنى نضير نازل شده است . چه وادى القرى مدتى پس از آن فتح شد . اما اين تأييد كامل نيست ، زيرا حكم فىء عام است و به اهالى وادى القرى اختصاص ندارد . از سوى ديگر ثابت نشده كه منظور از « اهل القرى » وادى القرى است . چه ممكن است ، همهء اهالى به طور مطلق اراده شده باشند . علاوه بر اين ، آيهء بعدى كه اشاره دارد پيامبر ( ص ) اموال بنى نضير را به مهاجران داد و انصار از اين بابت ناراحت نشدند ، بلكه مهاجران را بر خود ، ترجيح دادند ، مؤيد اين نكته است كه منظور ، بنى نضيرند ، زيرا پيامبر ( ص ) از اموال بنى نضير جز به دو يا سه تن از انصار ، به احدى از آنان چيزى نداد . در اين باره به هنگام بحث از تقسيم اراضى بنى نضير سخن خواهيم گفت . 4 . پاسخ دوم وى ناتمام است ، زيرا كثرت و قلت اسب و شتر و بعد و قرب مسافت تأثيرى در حكم فىء ندارد . چه ملاك آن فتح سرزمين‌ها به زور ( عنوه ) يا به صلح است . چنان كه قلّت و كثرت جنگ و قتال هم در اين باره بىتأثير است . بهتر آن است كه چنين پاسخ دهيم كه اگر هم جنگى در واقعهء بنى نضير روى داده باشد ، امّا فتح دژها و قلعه‌هاى آنان به جنگ نبود ، بلكه به صلح فتح شد . همين معيار فىء و غنيمت است ؛ اگر فتح به صلح باشد ، اموال به دست آمده ، فىء است و اگر به جنگ و قتال ( زور و عنوه ) غنيمت . علاوه بر اين ، آنچه يهوديان را مرعوب و مأيوس كرد و آنان را واداشت تا صلح كنند ، جنگ و قتال مذكور نبود ، بلكه قطع درختان خرما و آتش زدن آن بود . چنان كه پيش‌تر هم گفتيم : كشتن ده تن از مردان بنى نضير به دست حضرت على ( ع ) موجب شد تا صلح را بپذيرند . ما نمىتوانيم به صحّت آنچه دربارهء جنگ بنى نضير مىگويند ، مطمئن