ما به رغم اين كه شك داريم كه مهاجران ، اموال انصار را بازگردانده باشند و احتمال قوى مىدهيم كه هدف از طرح چنين مطلبى ، تقويت موضع مهاجران باشد تا در چنين وضعيتى انصار را فضيلت قابل بيانى باقى نماند ؛ با اين حال حق خويش مىدانيم كه بپرسيم ، اگر به نصّ قرآن كريم ، اموال بنى نضير خالصهء رسول خدا ( ص ) بود ، چرا آن حضرت در پى كسب موافقت انصار براى تقسيم اختصاصى آن اموال در ميان مهاجران است ؟ مگر آن حضرت حق نداشت آنچنان كه خود مىخواست در اموال و املاك خويش كه خداوند نصيب او كرد ، آزادانه تصرف كند و به هر كس مىخواهد ، ببخشد و هر گونه مىخواهد ، به مصرف برساند ؟
در پاسخ به اين پرسش به چند نكته اشاره مىكنيم ؛
1 . رسول خدا ( ص ) مىخواست كه احدى از انصار ، از اين اقدام حضرت سوء برداشت نكند و مبادا گمان برد كه به سبب دوستى اقوام و خويشان خود ، اموال بنى نضير را به آنان داد و انصار را در آن شريك نكرد . از سوى ديگر موجبات حسد و حتى كينهتوزى انصار نسبت به مهاجران را فراهم آورد . اگر چه مىدانستند كه اين اموال ملك شخصى رسول خدا ( ص ) است و هر گونه خود بخواهد ، در آن تصرّف مىكند و به هر كس بخواهد ، مىبخشد . همچنان كه آشكارا مىدانستند كه پيغمبر ( ص ) بر پايهء انگيزههاى منفى به كسى چيزى نمىدهد .
2 . رسول خدا ( ص ) مىخواست كه هيچ يك از مسلمانان اين اقدام را امتيازى براى خود ، تلقى نكنند و در فرصت مناسب ، آن را چونان دستاويزى براى فخرفروشى بر ديگران يا اعمال سياستهاى ظالمانه و خشونتآميز بر ضدّ برادران انصارى خويش قرار دهند .
3 . رسول خدا ( ص ) مىخواست به همهء مسلمانان تفهيم نمايد كه رهبرى حق استبداد رأى و اقدام ندارد ، بلكه بايد تفاهم ، مشاركت و عدم فردگرايى نشان ممتاز همهء مسلمانان باشد .
الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي ) — صفحة 445
مساهمون: السيد جعفر مرتضى العاملي
ص٤٤٥