آنان به صورت دسته جمعى جز در قريههاى داراى استحكامات ، يا از پشت ديوارها با شما نخواهند جنگيد . جنگشان ميان خودشان سخت است . آنها را متحد و يك پارچه مىپندارى ولى دلهايشان پراكنده است .
زيرا آنان مردمىاند كه نمىانديشند .
اين آيه مباركه تصويرى دقيق و كامل از وضعيت كسانى را ترسيم مىكند كه به خداى يگانه ايمان ندارند . چه اين وضعيت را به علل و اسباب آن ارجاع داده و به طرزى كاملا دقيق و آشكار به سرچشمههاى واقعى آن مربوط ساخته است .
ما ، در اينجا قصد نداريم ، به بيان آنچه كه به تصريح يا تلويح در اين آيه شريفه مطرح شده ، بپردازيم . چه اين كار به فرصت كافى ، دقّت ، تأمّل و تلاش زياد نياز دارد كه فعلا براى ما فراهم نيست . فقط مىخواهيم به بيان يك حقيقت بپردازيم كه فكر مىكنيم توجّه دادن به آن با آنچه در صدد بيان آن هستيم ، مناسبت دارد . آن حقيقت چنين است ؛
نگاه مادى به زندگى و عدم ايمان به آخرت يا ايمان سست و سطحى به قيامت ، انسان را بر آن مىدارد تا همه چيز را با معيارهاى سود و زيان دنيايى بسنجد و همين سود و زيانهاى مادى است كه براى او ارزش مىآورد . از اين رو دنيا هدف نهايى و همه چيز وى است . بنابراين هرگاه آن را از دست بدهد ، چنان است كه مطلقا چيزى برايش نمانده است . چنين شخصى خود را معيار صلاح و فساد ، و حسن و قبح و واجب و حرام مىداند . او هيچ كارى انجام نمىدهد و با هيچ چيز ارتباط برقرار نمىكند ، مگر به اندازهاى كه به او سود برساند يا از او دفع زيان كند . اين انسان معناى زندگى اجتماعى را جز به مقدارى كه در خدمت فرد و مصالح اوست ، درك نمىكند . اگر با مردم است فقط و فقط براى خودش است و هر آنچه در هستى وجود دارد ، بايد كه براى او و در خدمت او باشد و بايد كه همه چيز در راه او فدا شود . چه او خود را ارزش همه چيز مىداند و هيچ چيز ديگرى جز او ارزش ندارد .
الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي ) — صفحة 408
مساهمون: السيد جعفر مرتضى العاملي
ص٤٠٨