بيرون خواهيم آمد و عليه شما هرگز از كسى فرمان نخواهيم برد ؛ و اگر با شما جنگيدند ، حتما شما را يارى خواهيم كرد و خدا گواهى مىدهد كه قطعا آنان دروغگويانند . اگر يهود اخراج شوند ، آنها با ايشان بيرون نخواهند رفت و اگر با آنان جنگيده شود ، ( منافقان ) آنها را يارى نخواهند كرد ، و اگر ياريشان كنند ، حتما ( در جنگ ) پشت خواهند كرد و ديگر يارى نيابند . شما قطعا در دلهاى آنان بيش از خدا مايهء هراسيد .
چرا كه آنان مردمانىاند كه نمىفهمند .
از امام على ( ع ) روايت شده كه فرمود :
مؤمنان خير خواه يك ديگرند ، اگر چه خانههايشان از هم جدا باشد ؛ و فاجران و تبهكاران بدخواه همديگر و خيانتپيشهاند ، اگر چه بدنهايشان با هم باشد . « 1 »
از جمله سخنان سلّام بن مشكم به حى بن اخطب دربارهء وعدهء يارى عبد اللّه بن ابى ، اين است كه گفت :
وعدهء ابن ابى ارزشى ندارد . او مىخواهد ترا به ورطهء هلاك بيندازد تا با محمّد بجنگيم ، ولى خودش در خانهاش بنشيند و تو را تنها بگذارد . ابى از كعب بن اسد هم كمك خواسته ، ولى او نپذيرفته و گفته است : تا من زنده هستم ، هيچ كس از بنى قريظه پيمانشكنى نخواهد كرد . ابن ابى به همپيمانان خود از بنى قين قاع هم همين وعدهها را داده بود كه به تو داده است ، امّا چون آنها پيمان شكستند ، جنگ را شروع و خود را در حصارهاى خويش زندانى كردند و به اميد وعدههاى ابن ابى منتظر نشستند ، امّا او در خانهء خود نشست و محمّد ، بنى قين قاع را محاصره كرد و ايشان به ناچار تن به حكم و فرمان او دادند . ابن ابى هرگز نه همپيمانان خود را يارى مىدهد و نه كسانى كه او را از تعرض مردم حفظ كردهاند . ما همواره در كنار اوسيان به روى او شمشير كشيدهايم ، امّا با آمدن محمّد جنگ ميان اوس و خزرج تمام شد . به هر حال ابن ابى نه
هامش
( 1 ) . الدر المنثور ، 6 / 199 .