پس همين كه نخلهاى عجوه قطع شد ، زنان يهودى گريبانها را چاك دادند و بر صورت خود زدند و صدايشان را به شيون بلند كردند . رسول خدا ( ص ) فرمود : آنان را چه شده است ؟ گفتند : براى قطع درختان عجوه شيون مىكنند . پيامبر ( ص ) فرمود : نخل عجوه شايستهء آن هست كه برايش شيون و ناله سردهند هنگامى كه زنان يهودى شيون مىكردند ، ابو رافع بر سر آنها فرياد كشيد و گفت : اگر نخلهاى عجوه را در اينجا قطع كردند ، مهم نيست .
ما ، در خيبر هم از اين نوع نخل داريم . پيرزنى گفت : در خيبر چنين خرمايى حاصل مىآيد ؟ ابو رافع گفت : خداوند دهانت را پاره كند . همپيمانان من در خيبر ده هزار مرد جنگجويند . چون اين خبر به پيامبر ( ص ) رسيد ، لبخند زد . « 1 »
در اين باره به چند نكته توجّه مىدهيم ؛
أ . چرا عبد اللّه بن سلّام ؟
پيامبر ( ص ) عبد اللّه بن سلّام را كه پيشتر از دانشمندان يهود بود ، همراه ابو ليلى ما زنى از سپاهيان بدرى مأموريت داد تا درختان خرماى بنى نضير را قطع كنند . طبيعى است كه اين كار تأثير آشكارى در نوميدى ، خوارى و بيچارگى يهوديان داشت و شكوه و شوكت آنان را از بين مىبرد و هر چه بيشتر بر خشم و غضب ، و درد و رنج آنان مىافزود .
ب . ترديدهاى در حدّ تهمت
پيامبر ( ص ) به مأموران خود دستور فرمود كه درختان خرماى بنى نضير را قطع كنند ، اما دستور حضرت مطلق بود و بر نوع خاصى تأكيد نداشت . در حالى كه عبد اللّه بن سلّام ، بر خلاف دستور مطلق پيغمبر ( ص ) به قطع پستترين
هامش
( 1 ) . همان منابع .