محرم بازگشت . واقدى معتقد است كه اين سريه در ماه محرم ، در آغاز سى و چهارمين ماه هجرت بود . بلاذرى آن را در سال ششم و صاحب وفاء الوفاء ، سال پنجم پس از غزوه بنى قريظه ثبت كردهاند . مسعودى در التنبيه و الاشراف ، از اين تاريخ با لفظ گفته شده ، ياد كرده است .
برخى از سيرهنويسان ، سريهء عبد اللّه بن انيس را پس از سريهء عاصم بن ثابت آورده ، مىگويند : سفيان بن خالد عامل فاجعهء رجيع بود كه عاصم و يارانش در آن كشته شدند . بنابراين داستان قتل سفيان پس از سريه رجيع بوده است . « 1 »
دربارهء داستان قتل سفيان بن خالد به چند نكته توجّه مىكنيم ؛
أ . اعتبار روايت
1 . ملاحظه مىشود كه مورّخان و محدّثان اين حادثه مهم را از زبان قهرمان داستان يعنى عبد اللّه بن انيس روايت كردهاند . اين نكته خصوصا كه برخى مدالهاى درخشان به خود نسبت مىدهد ، قابل توجّه است .
2 . عبد اللّه وارد غار مىشود ، سپس همان اتّفاقى كه براى رسول خدا ( ص ) به هنگام هجرت روى داد و عنكبوتى بر در غار تار تنيد ؛ براى وى هم اتّفاق مىافتد . سپس مردى پيش مىآيد كه قمقمهء آب و كفشهايش به دستش بود و عبد اللّه پا برهنه و مهمترين مسألهء وى ، تشنگى او بود . آن مرد قمقمهء آب و كفشهاى خود را كنار غار گذاشت و نشست تا ادرار كند و سپس به همراهان خود گفت : كسى در غار نيست . آنان بازگشتند و عبد اللّه از غار بيرون آمد و كفشها را برداشت و از قمقمه آب نوشيد ، امّا احدى او را نديد . آنگاه كه مرد
هامش
( 1 ) . راجع به داستان سفيان بن خالد و عبد اللّه بن انيس بنگريد : تاريخ الخميس ، 1 / 450 - 451 ؛ المغازى ، 2 / 531 - 533 ؛ سيره ابن كثير ، 3 / 276 ؛ المحبر ، 119 ؛ زاد المعاد ، 2 / 109 ؛ انساب الاشراف ، 1 / 376 ؛ المواهب اللدنيه ، 1 / 100 ؛ الطبقات الكبرى ، 2 / 1 / 35 ؛ تاريخ يعقوبى ، 2 / 74 ؛ الاصابه ، 2 / 279 ؛ الاكتفاء ، 2 / 417 - 419 .