داخل خانهء آنان موجب تضعيف جبههء اسلامى شده ، دشمنان در آنها طمع خواهند ورزيد .
4 . شايد روايت اخير درستتر باشد . خصوصا اگر ثابت شود كه مسعود بن عروه يا عروة بن مسعود در اين سريه كشته شد . چنان كه برخى بر اين نكته تأكيد نمودهاند . « 1 »
2 . سريهء عبد اللّه بن انيس
گويند : رسول خدا ( ص ) عبد اللّه بن انيس را به تنهايى فرستاد تا سفيان بن خالد را بكشد ، « 2 » زيرا به آن حضرت گزارش رسيد كه سفيان براى جنگ با مسلمانان نيرو فراهم مىكند و گروههايى از مردم به دور او جمع شدهاند .
عبد اللّه بن انيس از مدينه به قصد كشتن سفيان بيرون آمد . روايتى مىگويد :
عبد اللّه ، سفيان را در حالى ديد كه زنانى هودجنشين به همراه داشت و مىخواست در جايى فرود آيد . سفيان از عبد اللّه پرسيد كه چه كاره است ؟
عبد اللّه گفت : مردى عرب است كه شنيده ، براى جنگ با اين مرد ( پيغمبر ) نيرو جمع مىكنى . آمدهام تا به تو بپيوندم . سفيان گفت : درست است . من در همين انديشه هستم . عبد اللّه اندكى با او راه رفت تا فرصت مناسب فراهم شد و او را كشت . سپس در حالى كه زنان بالاى نعش او افتاده ، گريه مىكردند ، بازگشت .
بلاذرى معتقد است كه عبد اللّه بن انيس ، سفيان را در خواب كشت . به نظر مىرسد ، ديدگاه وى ناظر به روايت ابن سعد در الطبقات الكبرى است كه مىگويد : من از رسول خدا ( ص ) تقاضا كردم كه اجازه فرمايد هر چه لازم شد ، بگويم . حضرت به من اجازه فرمود . بيرون آمدم و شمشيرم را برداشتم و خود
هامش
( 1 ) . بنگريد : المغازى ، 1 / 241 - 346 ؛ اسد الغابه ، 4 / 359 ؛ الاستيعاب ، 3 / 448 .
( 2 ) . در برخى منابع چون : الاكتفاء و المواهب اللدنيه : خالد بن سفيان آمده است .