شيوهء مكّارانه و نيرنگآميز با ياران خود برخورد كرده باشد ، مگر اين كه مقصود وى آن باشد كه حضرت از ابتدا ديدگاه خود را اعلام نكرد تا آنان بدون احتياط و محافظهكارى و به دور از حجب و حيا آزادانه اعلام نظر كنند .
7 . علّامهء حسنى ، در ميان كسانى كه همراه عبد اللّه بن ابى از ميان راه بازگشتند ، به منافقان و يهوديان اشاره كرد . نام بردن از يهوديان بىجاست ، زيرا رسول خدا ( ص ) خوش نداشت كه از يهوديان كمك بگيرد . همچنان كه آنان هم حاضر نبودند پيامبر ( ص ) را در جنگ با دشمنانش يارى رسانند . از سوى ديگر اقوام يهوديان همچنين اقدامى را از آنان نمىپذيرفتند . مگر اين كه بگوييم : هدف آنان از پيوستن به مسلمانان ، جاسوسى براى مشركان بوده است .
چنين كارى از ديد پيامبر ( ص ) و مسلمانان پنهان نمىماند . شايد به همين دليل باشد كه دقيقا در همين جنگ آنان را نپذيرفت و بازگرداند .
د . پوشيدن لباس جنگ
ديديم كه وقتى رسول خدا ( ص ) با پذيرش رأى اكثريت ، لباس جنگ بر تن پوشيد ، حاضر نشد در مقابل درخواست مجدد آنان به رأى اوّل خويش بازگردد ، زيرا چنين اقدامى با موقعيت رهبرى حضرت ناسازگار بوده ، آثار سوء و غير قابل جبرانى در درازمدت بر مصالح اسلام و مسلمانان وارد مىكرد . از سوى ديگر اين مفهوم اشتباه به دست مىآمد كه پيغمبر ( ص ) مرد سست عنصرى است و در ميان آراى متعدد ، نمىتواند تصميمگيرى كند ، بلكه بازيچهء دست اصحاب و اطرافيان خويش است ! از سوى ديگر بازگشت به رأى نخست موجب مىشد كه تصميمات حضرت در آينده نيز در معرض درگيرىهاى فكرى ياران وى قرار گيرد كه همگى در يك سطح فكرى ، اجتماعى ، سياسى و ايمانى قرار ندارند . چنان كه راه را فراروى فرصت طلبان و هواپرستان بازخواهدكرد تا در زمينهء تحقق اهداف پليد خود اقدام كنند و جامعه دچار پراكندگى و تشتت و از هم گسيختگى خواهد شد . چنين جامعهاى نخواهد توانست در مقابل