نوشت . سپس اگر با عدد مضروب صفرى نباشد عمل تمام است و عدد مرقوم در زير خطّ عرضى جواب است .
و امّا اگر با آن يك يا چند صفر بود قاعده اينستكه :
وقتى از ضرب آن در مراتب مضروب فيه فارغ شديم بتعداد صفرى كه در مقابل عدد مضروب است در جلو سمت راست جواب بايد صفر قرار دهيم .
قوله : فانكان ضرب مفرد الخ : ضمير در « كان » به عمل ضرب راجع است .
قوله : فارسمهما : ضمير تثنيه به دو عدد مضروب و مضروب فيه راجع است .
قوله : و ارسم آحاد الحاصل تحتها : ضمير در « تحتها » به مرتبه اولى راجع است .
قوله : و احفظ لعشراته : ضمير در « عشراته » به الحاصل راجع است .
قوله : بعدّتها لتزيدها على حاصلضرب ما بعدها : ضمير در « عدّتها » به عشرات و ضمير منصوبى در « لتزيدها » به عدّتها و در « بعدها » به مرتبه اولى برمىگردد .
قوله : و انكان عددا : ضمير در « انكان » به ما بعدها برمىگردد .
قوله : و انكان صفرا : ضمير در « كان » به ما بعد برمىگردد .
قوله : عدّة العشرات تحته : ضمير در « تحته » به صفر برمىگردد .
قوله : لتفعل به ما عرفت : ضمير در « به » به واحدا راجع است .
متن : مثاله :
خمسة في هذا العدد 62043 .
فصورة العمل هكذا :
ترجمه و شرح : مثال
خواستيم عدد « 5 » را در « 62043 » ضرب كنيم در كيفيّت نوشتن آن دو طريقه هست :
1 - طريقى كه گذشتگان بدان نحو مىنوشتند و آن اين بود كه عدد مضروب را كه غالبا كوچكتر است در بالا نوشته و در زير آن خطّى عرضى مىكشيدند سپس عدد بزرگتر را در زير خطّ نوشته آنگاه حاصل ضرب را در زير خطّ قرار مىدادند چنانچه در شكل ديده مىشود .
اللباب شرح فارسى بر خلاصه الحساب ( فارسى ) — صفحة 65
مساهمون: الشيخ البهائي العاملي
ص٦٥