« 4 » به « 20 » خمس است همين نسبت را عدد « 1 » با « 5 » دارد يا عدد « 5 » به « 20 » ربع است كه همين نسبت را « 1 » با « 4 » دارد و از اينجا معلوم مىشود كه عدد واحد چه مضروب باشد و چه مضروب فيه اثرى در ضرب ندارد .
زيرا از ضرب واحد در عددى و يا بالعكس عدد ثالثى بدست نمىآيد و لذا مىتوان گفت :
همين امر از شواهد عدد نبودن واحد است و اطلاق عدد بر آن مجازيست .
قوله : و هو تحصيل الخ : ضمير « هو » به ضرب راجع است .
قوله : احد المضروبين اليه : ضمير در « اليه » به عدد راجع است .
قوله : لا تأثير له فى الضّرب : ضمير در « له » به واحد راجع است .
متن : و هو ثلاثة :
مفرد فى مفرد او في مركّب او مركّب فى مركّب .
ترجمه :
اقسام ضرب
ضرب بر سه قسم است :
مفرد در مفرد ، مفرد در مركّب يا مركّب در مركّب .
شرح ضرب بر سه قسم است :
1 - ضرب مفرد در مفرد .
2 - ضرب مفرد در مركّب .
3 - ضرب مركّب در مركّب .
مقصود از مفرد عددى است كه داراى يك مرتبه فقط باشد مانند :
3 ، 5 ، 8 و 10 ، 20 ، 50 و 100 ، 300 و 1000 .
و مركّب عددى است كه بيش از يك مرتبه داشته باشد مانند :
12 و 23 و 106 كه اين اعداد دو مرتبه يا بيشتر دارند .