مثلا در تفريق عدد « 116 » از « 482 » حاصل « 366 » مىشود و براى اينكه بدانيم در موقع عمل اشتباهى صادر شده يا نه ميزان منقوص كه « 8 » است از ميزان منقوصمنه كه « 5 » است بايد تفريق كرد و چون ممكن نيست « 9 » واحد به « 5 » اضافه مىكنيم « 14 » مىشود سپس « 8 » را از « 14 » كم كرده « 6 » مىشود و چون اينعدد با ميزان باقى مساوى است پس عمل صحيح مىباشد .
متن : الفصل الرّابع فى الضّرب
و هو تحصيل عدد نسبة احد المضروبين اليه كنسبة الواحد الى المضروب الآخر و من هنا يعلم انّ الواحد لا تأثير له فى الضّرب .
ترجمه :
فصل چهارم در بيان عمل ضرب
ضرب عبارتست از بدست آوردن عددى كه نسبت يكى از دو مضروب به آن همچون نسبت عدد واحد است به مضروب ديگر و از اينجا معلوم مىشود كه عدد « 1 » در عمل ضرب تأثيرى ندارد .
شرح فصل چهارم در بيان عمل ضرب است .
تعريف جامعى كه براى ضرب كردهاند همين تعريف مذكور است يعنى ضرب عبارتست از :
بدست آوردن عددى كه نسبت يكدام از مضروبين « مضروب و مضروب فيه » به آن عدد مانند همان نسبتى است كه عدد واحد با مضروب ديگرى دارد .
مثلا در ضرب عدد « 4 » در عدد « 5 » حاصل « 20 » مىشود در اينجا نسبت