سپس نگاه مىكنيم كه چقدر نخ را از سر چوب پائين آورده به همان مقدار آنطرف بلندتر از طرف ديگر است .
بعد بيكدام از دو نفر مىگوئيم بجاى خود بايستد و ديگرى را به طرفى مىفرستيم كه قصد داريم آب را بآنطرف جارى كنيم و همين عمل را انجام مىدهيم و مقدار تفاوت ايندو نقطه را هم عليحدّه ضبط مىكنيم سپس قليل و كثير نسبت بهر دو عمل را در نظر گرفته قليل را از كثير القاء مىكنيم باقيمانده تفاوت بين دو مكان مىباشد .
پس اگر تفاوتها باهم مساوى بود معلوم مىشود زمين هموار و صاف مىباشد و اجراء آب در اين زمين بسى مشكل و دشوار است ولى اگر تفاوتها باهم فرق داشت مثلا تفاوت بين نقطهاى كه شخص اوّل ايستاده و حركت نكرده با نقطهاى كه اوّل با آن سنجيديم يك ذراع از حيث پستى و بلندى فرق داشت يعنى موقف شخص ساكن بالاتر بود و حال كه با نقطه ديگر سنجيديم معلوم شد يك ذراع پستتر است پس در نتيجه اگر بخواهيم از موقف شخص ساكن بنقطه اوّل آب را جارى كنيم در كمال سهولت است و اگر بخواهيم بجانب نقطه دوّمى جارى نمائيم ممتنع و محالست و مىتوان براى تشخيص پستى و بلندى نقاط از طريق ديگر نيز استفاده نمود و آن اينستكه بجاى صفحه مسى و شاقول از انبوبهاى « يعنى لوله بلند مجوّفى كه در وسط آن يك سوراخى باشد كه به طرف ديگر راه نداشته باشد » استفاده نمود باينطرز :
نخى را كه از دو حلقه ردّ كرده بوديم از اين انبوبه ردّ كنيم سپس از اين سوراخ آب داخل انبوبه كنيم و ملاحظه كنيم كه آب بكدام طرف مىرود همان طرف پستتر است پس نخ را از سر چوب تا جائى پائين مىآوريم كه آب داخل انبوبه به طرفى نرود سپس به همان مقدار كه نخ را پائين آورديم آنطرف بلندتر از جانب ديگر است .
بعد يك طرف را ثابت گذارده و طرف ديگرش را بنقطهاى ديگر قرار مىدهيم و همين عمل را تكرار مىكنيم و مقدار تفاوت را عليحدّه ضبط مىكنيم پس اگر تفاوت مرتبه دوّمى با تفاوت مرتبه اوّلى مساوى باشد معلوم مىشود كه اجراء آب در
اللباب شرح فارسى بر خلاصه الحساب ( فارسى ) — صفحة 189
مساهمون: الشيخ البهائي العاملي
ص١٨٩