متساوى را بطور معتدل و عمود نصب مىكنيم .
و براى اينكه بدانيم ايندو چوب كه در دو طرف هستند عمود مىباشند از دو جسم سنگين كه در دو طرف نخ مذكور آويزان مىكنيم استفاده مىنمائيم .
پس هر وقت چوب با آن نخ در جنب خود موازى بود پس عمود است و الّا مايل مىباشد .
بعد كه چوبها را آزمايش كرديم و ديديم بطور عمود هستند دو سر جلاجل را « كه عبارتند از دو صفحه چوبى يا مسى و غيره كه از داخل ايندو چوب ردّ شدهاند » بدست دو نفر مىدهيم كه فاصله ايندو نفر به مقدار همان نخى است كه از داخل حلقهها ردّ كردهايم .
بعد مرحوم مصنّف مىفرمايد معمول اينستكه مقدار اين نخ را « 15 » ذراع به ذراع دست قرار مىدهند چنانچه بلندى ايندو چوب را هم به مقدار « 5 » وجب مىگيرند .
سپس اين آلت را با اين خصوصيّات در موضعى قرار مىدهند .
پس اگر نخ شاقول از وسط مثلّث ردّ شده بطوريكه زاويه را به دو قسمت متساوى تقسيم كرده باشد مىفهميم كه محلّ ايستادن دو نفر باهم متساويست و اگر شاقول چنين نبود بلكه بيك طرف تمايل داشت بشخصى كه تمايل به طرف او هست مىگوئيم نخ را از سر چوب پائينتر بياورد به مقدارى كه شاقول به حالت عمود واقع شود .
اللباب شرح فارسى بر خلاصه الحساب ( فارسى ) — صفحة 188
مساهمون: الشيخ البهائي العاملي
ص١٨٨