تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چين نامه ( فارسى ) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
( 292 ) ص 77 ) . . . مىنوازند : طبق آداب و رسوم چين و همان‌گونه كه در متن‌هاى چينى و ايتاليايى آمده نواختن ناقوس در آن زمان رسم بود . ( 293 ) ص 77 ) لوت : برهنه را گويند و آن را به تازى عريان خوانند . رت ، لخت ، بىپوشش ، روخ ، روت ، روده ، عور ، عريان و مجرد . ( لغت‌نامه )

فصل نهم

( 294 ) ص 79 ) در فصل آينده ذكر خواهم كرد . . . : در متن‌هاى ايتاليايى و چينى عبارت اول اين فصل اين‌گونه آمده است : « در فصل آينده دربارهء خرافه‌پرستىهاى دينى مردم چين صحبت خواهيم كرد اما در اين فصل خرافه‌پرستىهاى مردم عامه را ذكر خواهيم كرد . » ( 295 ) ص 79 ) دو كتاب زيج معه جداول ، تصنيف مىنمايند : در چينى به اين كتاب‌ها هوانگ لى
Huangli )
؟ ؟ ؟ ) مىگويند . ( 296 ) ص 79 ) طالع مولود ديدن : در چينى به آن شنگ چن با زى
Shengchenbazi )
؟ ؟ ؟ ) مىگويند . تعيين طالع و زايچهء نوزاد نزد چينيان بسيار مهم بوده زيرا طالع لحظهء به دنيا آمدن هركس را در سرنوشت او مؤثر مىدانستند . هر فرد بايد طالع خود را از حفظ مىداشت . ( 297 ) ص 79 ) خطوط روى : در چينى به آن ميان سيانگ
Mianxiang )
؟ ؟ ؟ ، يعنى : چهره‌نما ) مىگويند ميان به معنى چهره و سيانگ به معنى نما است . ( 298 ) ص 79 ) خطوط دست : در چينى به آن شاو سيانگ
Shouxiang )
؟ ؟ ؟ ) مىگويند كه شاو به معنى دست است . ( 299 ) ص 80 ) در مشخص كردن زمين است براى عمارت و قبرستان : به اين عمل در چينى كان فنگ شويى
Kanfengshui )
؟ ؟ ؟ ) گويند . كان به معنى ديدن ، فنگ به معنى باد و شويى به معنى آب است . ( 300 ) ص 82 ) تناسخ : زايل شدن و به آخر رسيدن قرنى بعد قرن ديگر و آمدن زمانى بعد زمانى ديگر و در عرف زايل شدن روح از قالبى و درآمدن به قالب ديگر . ( آنندراج ) ( 301 ) ص 82 ) مجرد ساختن : خلاص كردن ، راحت ساختن . ( 302 ) ص 83 ) شوارع : جمع شارع ، راه‌هاى بزرگ ( آنندراج ) ؛ شارع شكل عربى شده شاهراه فارسى است . ( 303 ) ص 84 ) بىاندامى : بىادبى ( آنندراج ) ؛ در اينجا به معنى بىرويگى و ستمگرى است .