فصل هشتم
( 275 ) ص 73 ) كثيف : ( در اينجا ) انبوه ، پرپشت .
( 276 ) ص 73 ) پاى خرد در زنان . . . مبادا پاى ايشان كلان بشود : براساس نتايج تحقيق محققان ، رسم بستن پاها در زنان
Guoxiaojiao )
؟ ؟ ؟ ) از پادشاه لى يو
Liyu )
؟ ؟ ؟ ) آخرين پادشاه سلسلهء هئو تانگ ( 923 - 936 م . ) شروع شد . از آنجا كه حالت راه رفتن زنان با پاهاى كوچك براى او خوشايند بود ، به زنان صيغهاى خود دستور داد تا با نوار پارچهاى ، پاهاى خود را ببندند تا پايشان كوچك بماند و نيز به شكل قوس مانند ماه نو دربيايد . اين كار باعث شد روش راه رفتن آنها نيز تغيير كند . بعدها رسم بستن پا به خارج از دربار راه يافت . نخست در پايتخت و بعد در شهرهاى مختلف رايج شد و كمكم به صورت يكى از معيارهاى اصلى زيبايى زنان تبديل شد .
با آنكه سلسلههاى مينگ و چينگ بارها دستور به توقف اين عمل داده بودند و حتى جو يوان جانگ فرمانى صادر كرد كه بستن پاها را منع مىكرد ، اما نتيجهاى نداد و همچنان اين رسم رايج بود .
زنان با چنين پاهاى كوچكى نمىتوانستند آسوده راه بروند . بيشتر اوقات خود را در خانه مىگذرانيدند كه اين كار بسيار مورد علاقهء مردان بود . بالاخره حكومتهاى سلسلهء چينگ زنان قوم مان زو
Manzu )
؟ ؟ ؟ يعنى منچو ) را - قومى كه حكومت در دست آنها بود - مجبور به نبستن پاهاى خود كرده و بعد از دورهء جمهورى چين اين رسم ناخوشايند آرامآرام ريشهكن شد و برافتاد .
؟ ؟ ؟ 866 ؟ ؟ ؟
( 277 ) ص 73 ) حجّام : خون كشنده و باستره زدن . و در اين زمان حلاق و موتراش را از آن مجازا حجّام گويند كه در زمانهء قديم اين قوم شاخ هم مىكشيدند . ( آنندراج )
( 278 ) ص 74 ) دام : توربافت .
( 279 ) ص 74 ) نامى معتبر : در چينى به آن مينگ
Ming )
؟ ؟ ؟ ) گفته مىشود . بيشتر نامهاى چينى متشكل است از يك يا دو كلمه . در چين نخست نام خانوادگى و سپس نام شخص گفته و نوشته مىشود .
( 280 ) ص 74 ) نام اول : در چينى به آن ژو مينگ
Ruming )
؟ ؟ ؟ ) مىگويند .
( 281 ) ص 75 ) اوستاد او را نام ديگر مىدهد : در چينى به آن نام سوا مينگ
Xueming )
؟ ؟ ؟ ) مىگويند .
( 282 ) ص 75 ) آن نام را حرف مىگويند : در چينى به آن زى
Zi )
؟ ؟ ؟ ) خوانده مىشود .