رشته از آن داراى يكصد و هشت مهره و از مواد مختلف مانند : مرجان ، عقيق ، بلور ، يشم ، عنبر زرد و موم عسل بود .
در قانون آن زمان مقرر بود كه مأموران كشورى از ردهء پنجم به بالا و مأموران نظامى از ردهء چهارم به بالا و همهء مأموران دربارى و تشريفاتى حتى پايينتر از ردهء پنجم ، بايد آن زنجير را بر گردن خود آويزان مىكردند و اين قانون براى زنانى كه مقامشان بالاتر از ردهء پنجم بود با مردان تفاوتى نداشت . حتى پادشاهان نيز از آن استفاده مىكردند ، با اين تفاوت كه جنس دانههاى زنجير سلطنتى از مرواريدهاى درشت درياى شرقى بود .
0 ؟ ؟ ؟ 1993 ؟ ؟ ؟
( 214 ) ص 47 ) كوچه دادن : راه باز كردن .
( 215 ) ص 48 ) همت : ( در اينجا ) جاهطلبى ، زيادهخواهى
( 216 ) ص 49 ) در همان وقت به كمال شدت . . . تجربهء جميع عمالان مىنمايند : در دورهء سلسلهء مينگ امتحاناتى بسيار سخت و مشكل از مقامات كشورى و لشكرى مىگرفتند . به هريك از اين امتحانات كه هر سه سال يك بار برگزار مىشد واى چا
Waicha )
؟ ؟ ؟ ) مىگفتند . افراد موفق شده در اين امتحانات بايد عارى از هشت عيب مىبودند كه عبارتند از : فساد ، ظلم ، بىثباتى ، كمقدرتى ، پيرى ، بيمارى ، افسردگى و بىاحتياطى .
0 ؟ ؟ ؟ 328 ؟ ؟ ؟
( 217 ) ص 49 ) روى كسى را نديدن : با كسى رودربايستى نداشتن .
( 218 ) ص 51 ) و مردم بيگانه را رخصت نيست . . . سياست مىكنند : رك : صص 58 - 59 نسخه خطى .
( 219 ) ص 51 ) يراق : اسلحهء سپاه مثل شمشير و سپهر و تير و كمان ( آنندراج ) ؛ برگ اسب از زين و ركاب و دهنه ( لغتنامه ) ؛ يراق در اين جمله به معناى نخست استفاده شده است .
( 220 ) ص 51 ) محله دادن : عرض لشكر .
( 221 ) ص 52 ) نيمچه : تفنگ و شمشير كوتاه . ( آنندراج )
( 222 ) ص 52 ) ديوان : دفتر حساب ، داد و فرياد و ماجرا . ( آنندراج )
فصل هفتم
( 223 ) ص 53 ) فضايل پنجگانهء اصليّه است و اهليّت : در قديم ميان چينيان پنج فضيلت اخلاقى وجود داشته كه ميان آنها ارزش زيادى داشت و بسيار به آن پايبند بودند . خود به آن او چانگ
Wuchang )
؟ ؟ ؟ ) مىگويند كه عبارتند از : خيرخواهى ، عدالت ، ادب ، خرد و وفادارى . در