( 204 ) ص 45 ) هر عامل و حاكم شهر . . . چهار پيشرو و نديم است : براساس اسناد تاريخى مشخص نيست كه اين چهار نفر وابسته به حاكمان ، چه كسانى هستند .
( 205 ) ص 46 ) كشك : در تركى به معنى پاسبانى . ( آنندراج )
( 206 ) ص 46 ) چوكى : محافظ و پاسبان . ( لغتنامه )
( 207 ) ص 46 ) علوفهء مدبّران و عمالان . . . از دو هزار روپيه نمىيابند : مقامات كشورى و لشكرى در چين قديم به نه رده تقسيم مىشدند .
به جاى دو هزار روپيه كه در متن فارسى آمده در متن انگليسى يك هزار قطعه طلا و در متن چينى يك هزار ليانگ
Liang )
؟ ؟ ؟ ، واحد اندازهگيرى وزن در چين ) آمده است ، كه در هيچ كدام بهطور دقيق نمىتوان مشخص كرد كه ميزان حقوق چه مقدار بوده است .
( 208 ) ص 47 ) اهليلجى : به شكل اهليلج . هر چيزى كه مانند هليله باشد . در اصلاح علم مساحت شكل خاصى است و آنچنان باشد كه اگر دو قوس متساوى به سطحى محيط شوند كه هر قوس كمتر از نيم دايره باشد شكل اهليجى حاصل گردد . ( لغتنامه )
( 209 ) ص 47 ) در آن مربعها ، شكل . . . مصور مىكنند : به آن مربع در چينى بو زى
Buzi )
؟ ؟ ؟ ) گفته مىشود . در سلسلهء مينگ بدين وسيله درجات يك تا نه مقامات كشورى و لشكرى مشخص مىشد .
0 ؟ ؟ ؟ 847 ؟ ؟ ؟
( 210 ) ص 47 ) يشب : سنگ يشم .
( 211 ) ص 47 ) كهار : بالفتح قومى از هنود كه پالكى يا تخت و امثال آن را بردارند و فارسيان به تشديد استعمال نمايند . ( آنندراج )
( 212 ) ص 47 ) عدد حمالان و كهاران . . . ظاهر مىگردد : در سلسلهء مينگ قانون خاصى در استفاده از كجاوه براى هركدام از شاهزادگان و فرزندان و خويشاوندان آنها و يا مقامات وجود داشت . كجاوهها در رنگ و طرح پوشش ، تعداد كجاوهكشها و گارد تشريفاتى متفاوت بودند . تا قبل از سال 1506 م . در سلسلهء مينگ تنها تا ردهء سوم مقامات كشورى اجازهء استفاده از كجاوه را داشته ، مقامات لشكرى مطلقا حق استفاده از آن را نداشتند . اما به تدريج اين سختگيرىها و محدوديتها كمتر شد .
0 ؟ ؟ ؟ 869 ؟ ؟ ؟
( 213 ) ص 47 ) زنجير : مهرههايى به رشته كشيده شده مانند تسبيح است ، كه در نظام تشريفات قديم آن را به گردن مىآويختند و در زبان چينى به آن چائو جو
Chaozhu )
؟ ؟ ؟ ) گفته مىشود . هر