( 191 ) ص 42 ) پادشاه حال مىخواست كه پسر دوم خود را وليعهد كند : مقصود نويسنده از پادشاه ، مينگ شن زونگ و از پسر دوم ، چانگ سيون
Changxun )
؟ ؟ ؟ ) است .
( 192 ) ص 42 ) استقامت : راست شدن و راست ايستادن ( آنندراج ) ؛ راستى ، اعتدال ، ايستادن ، راست شدن .
( لغتنامه )
( 193 ) ص 42 ) اندكى مدت شد كه يكى از بزرگترين قلائوها . . . بىعزتى مرده : منظور از اين قلائو جانگ جو جنگ
Zhang Juzheng )
؟ ؟ ؟ ) است . او ( 1525 - 1582 م . ) لقبش شو دا
Shuda )
؟ ؟ ؟ ) بود و در سال 1547 م . به مقام سنسو ( برابر با دكتراى امروزى ) رسيد و بعد از اينكه مينگ شن زونگ به سلطنت رسيد ، براى از بين بردن بحرانهاى سياسى ، او را به عنوان اولين مشاور حكومت مركزى و مسئول كل امور دولتى انتخاب كرد . جانگ جو جنگ در زمينههاى سياسى و اقتصادى اصلاحاتى موفقيتآميز به مدت ده سال انجام داد ، اما از آنجا كه او شخصى حسود و بىاعتماد و متعصب و خودكامه بود ، دشمنان زيادى را به دور خود جمع كرد . او در سال 1582 م . از بيمارى مرد و بعد از آن اصلاحاتش متوقف شد . در هر حال او در طول تاريخ چين مردى معروف محسوب مىشود و اصلاحاتش بسيار مؤثّر افتاد .
0 ؟ ؟ ؟ 324 - 314 ؟ ؟ ؟
0 ؟ ؟ ؟ 42 - 39 ؟ ؟ ؟
( 194 ) ص 43 ) برآوردن : مقام دادن ، مرتبه دادن .
( 195 ) ص 43 ) گذاشتن : فروگذاشتن ، ترك كردن و رها كردن .
( 196 ) ص 43 ) يونلو :
Yong Le )
؟ ؟ ؟ ) چهارمين پسر جو يوان جانگ ( هموو ) و سومين پادشاه سلسلهء مينگ بود و بعد از رسيدن به سلطنت به نام مينگ چنگزو - جو لى
Zhu Li - Mingchengzu )
؟ ؟ ؟ ) شهرت يافت و نام سال خود را يونگ له نهاد .
در اوايل سلسلهء مينگ ، جو يوان جانگ لقب يان وانگ
Yanwang )
؟ ؟ ؟ ) را به جو لى ( يونگ له ) مىدهد و دستور داد تا او در بى پينگ ( پكن كنونى ) كه در قديم به نام يان
Yan )
؟ ؟ ؟ ) معروف بوده مستقر شود . جو لى به علت نشان دادن شجاعت و زيركى بسيار از خود در جنگ با تاتاريان حتى توانست دو بار به رياست نيروى نظامى آنجا برسد . در نتيجه او توانست با برخوردار بودن از نيروى محبوبيت مردمى و نيز داشتن نيروى نظامى برتر نسبت به ديگر سلاطين محلى پيش بيافتد اما بعد از به حكومت رسيدن نوهء جو يوان جانگ ، او سياست كم كردن قدرت سلاطين محلى را در پيش گرفت . بنابراين جو لى كه نسبت به ديگر سلاطين محلى از قدرت بيشترى برخوردار بود ، نتوانست اين