سياست را تحمل كند و در ماه ژوئيهء سال 1399 م . جنگ جينگ نان
Jingnan )
؟ ؟ ؟ ) را عليه او آغاز كرد و پس از سه سال جنگ توانست نانكن
Nanjing )
؟ ؟ ؟ ) پايتخت آن زمان را به دست آورد و بر تخت سلطنت بنشيند .
0 ؟ ؟ ؟ 317 ؟ ؟ ؟
( 197 ) ص 44 ) چون ديد كه پسر كلان هموو كمهمّت و بىهنر است : در اوايل پادشاهى جو يوان جانگ ، او پسر بزرگ خود به نام بياو
Biao )
؟ ؟ ؟ ) را وليعهد نمود اما بياو زودتر از پدرش مرد و جو يوان جانگ مجبور شد كه كوچكترين پسر بياو به نام يون ون
Yunwen )
؟ ؟ ؟ ) را وليعهد خود كند . و بعد از مرگ جو يوان ، يون ون پادشاه شد . در نتيجه براساس اسناد تاريخى يون له با يون ون كه برادرزادهاش بود جنگيد . بدين جهت « پسر كلان هموو » اشتباه است و درست اين است كه گفته شود « نوهء هموو » .
0 ؟ ؟ ؟ 53 ؟ ؟ ؟
0 ؟ ؟ ؟ 14 ؟ ؟ ؟
( 198 ) ص 44 ) بيدل : ( در اينجا ) دل آزرده .
( 199 ) ص 44 ) دستور : قانون ، روش .
( 200 ) ص 44 ) پوسنسو : اين كلمه خلاصهء چنگ سوان بو چنگ سى
Chengxun Buzhengsi )
؟ ؟ ؟ ) است ، كه درواقع عالىترين ارگان دولتى هر صوبه محسوب مىشود .
( 201 ) ص 44 ) ناكانزانسو : اين كلمه خلاصهء تى سينگ آن چا شى سى
Tixing Anchashisi )
؟ ؟ ؟ ) است . كه عالىترين ارگان قضايى هر صوبه است .
از جمله اصلاحاتى كه جو يوان جانگ ، بعد از رسيدن به حكومت انجام داد اين بود كه براى ادارهء هر صوبه ، سه حاكم جداگانهء دولتى ، قضايى و نظامى انتخاب نمود كه نام ادارات آنها به ترتيب بو چنگ شى سى ، ان چا شى سى و دو جى هويى شى سى
Duzhihuishisi )
؟ ؟ ؟ ) است . هركدام از اين حاكمان بهطور جداگانه زير نظر پادشاه بودند ، اما هيچكدام بر ديگرى قدرت نداشتند .
( 202 ) ص 45 ) الكات : الكا : پر گنه و زمين و ملك و وطن ، ملك و بوم و زمين و ناحيت ؛ الكه و الكه :
لفظ تركى است به معنى كشور ، ناحيه و بلد . ( لغتنامه )
( 203 ) ص 45 ) سيفو : سى ( آوانويسى چينى آن جى
Zhi
؟ ؟ ؟ ) در چين قديم به معنى اداره كردن و يا مسؤول بوده است . درنتيجه جى فو به معنى مسؤول فو يا حاكم فو است .