( 240 ) ص 57 ) من لايق اين تواضعات نيستم : عبارت چينى آن « بو گن دانگ »
Bugandang )
؟ ؟ ؟ ) است .
( 241 ) ص 58 ) رومال : پارچه كه بدان روى را از غبار و جز آن پاك كنند ( آنندراج ) ؛ در اينجا به معنى دستمال ، دستار و دستمال خوان .
( 242 ) ص 59 ) مثل خاگينه و ماهى . . . مىخورند : در آداب خوانآرايى چينى ماهى به صورت درسته و كامل پخته و بر سر سفره نهاده مىشود . و هركسى تكّهاى از آن را خود بريده ، برمىدارد .
( 243 ) ص 59 ) هميشه شراب و اشربه را گرم و جوشان مىنوشند : اين رسم بيشتر در ميان مردم جنوب چين رواج داشته است .
( 244 ) ص 59 ) طيار : اسب تيزخاطر چست و چالاك و به معنى پروازكننده و فارسيان مجازا به معنى مهيا و آماده و مستعد استعمال كنند و دليل آن است كه اين لفظ در اصل اصطلاح ميرشكاران است كه چون جانور شكارى از گريز برآمده مستعد و آمادهء پرواز و شكاراندازى مىشود گويند اين جانور طيار شد و چون به اين معنى شهرت گرفته مجازا هر شى آماده را طيار گويند . ( آنندراج )
( 245 ) ص 59 ) قالين : شكل ديگرى از كلمهء قالى كه در متنهاى قديم به كار رفته است . اين كلمه برگرفته از نام قاليقلاء يكى از مناطق ارمنستان قديم است كه صنعت قالىبافى آنجا معروف بوده است .
( 246 ) ص 59 ) نه تنها به قالينها و فرشها و پارچهها : در ترجمهء چينى و متن ايتاليايى عبارتى متفاوت آمده : « . . . آراسته مىسازند نه به قالىها و فرشها و پارچهها ، بلكه به تصويرها و انواع گلهاى . . . » براساس آداب و رسوم چينيان اين جمله در متنهاى چينى و ايتاليايى دقيقتر ضبط شده است .
( 247 ) ص 60 ) قير : ( در اينجا ) لاك .
( 248 ) ص 60 ) ركابى : طبقچه و آن را نعلبكى هم گويند . ( آنندراج )
( 249 ) ص 62 ) به نفران مهمانان قسمت مىكنند : نفر در سراسر متن به معنى « خدمتكار » به كار رفته است و نفران مهمانان در حالت اضافه به معنى خدمتكاران مهمانان است . به رسم قديم چين اشخاص اعيان خدمتكاران خاص خود را در مهمانىها همراه مىبردند .
( 250 ) ص 63 ) آنجا تخت و نشانههاى پادشاهى است : منظور از نشانههاى پادشاه تصوير اژدها و سايبان و تخت و جبّه زردرنگ و ساير وسايل خاص سلطنتى است .
( 251 ) ص 63 ) جاندرازى : طول عمر .
( 252 ) ص 63 ) لوحى از عاج : در چينى آن لوح چاو هو
haohu )
؟ ؟ ؟ ) خوانده مىشود .