مىآورند . و هرگز روبروى اوستاد نمىتوانند نشست بلكه در پهلوى او مىنشينند چنان كه رسم و [ آ ] داب چينيان است .
گفته شد بازى گنجفه 289 و طاق و جفت در ميان عوام مستعمل است . و مردم كلان و اكابر بازى ديگر دارند مانند شطرنج . 290 و ديگر بازى معتبر نزد ايشان هست كه دو صد مهره دارد نصف سياه ، نصف سفيد . و اين بازى را حكّام و امرا بسيار دوست دارند . 291 و هر بازى آن ، مدت يك ساعت تخمينا مىكنند و هركس كه در آن بازى اوستاد است اگرچه كمال و هنر ديگر نداشته باشد ، همه كس او را عزت و احترام مىكنند ، بلكه بعضى او را به اوستادى مىگيرند و عزتى كه لازمه اوستادان است نسبت به او بهجا مىآورند . [ 93 ]
در سياست و عقوبت گناهكاران مسامحهء بسيار مىنمايند ، خصوصا در سياست دزدان . زيرا كه هرگز دزد را نمىكشند مگر دزدى كه خانه را ببرد و راهزن و قطاع الطريق باشد .
وقتى كه مرتبهء دوم او را به دزدى مىگيرند ، بر بازوى او داغ دو حرف مىكنند كه از آن معلوم مىشود كه دو بار دزدى [ كرده و سيوم بار همانطور بر روى او داغ مىكنند . اگر باز به علت دزدى ] « 1 » گرفتار شود ، او را عقوبت و آزار مىرسانند موافق مقدار دزدى يا در جهازات او را نگاه مىدارند جهت زدن ، تا مدتى كه در قواعد و قوانين ايشان مقرر شده . و از اين سبب تمام ملك پر است از گنده دزد و ريزه دزد .
در هر شهر وقت شب چندين هزار كس در كوچه و بازار كشيك مىدارند و چوكى مىدهند و گاهگاه مانند صبح خيزى دارند و مىنوازند 292 و در كوچهها مىگردند . اگرچه دروازههاى محله بسته است ليكن دزدان در شب اكثر خانهها را لوت 293 و تاراج مىكنند ، چرا كه همان « 2 » كشيكچيان دزداناند يا رفيق دزدان .
هامش
( 1 ) . افزوده از ك .
( 2 ) . ص ، ك : هما .