تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چين نامه ( فارسى ) — صفحة 75

مساهمون:

ص٧٥
ندارند [ و ] به لقب پدر ناميده مىشوند . اگر دختران بسيار شوند براى امتياز بر لقب مىافزايند ، عدد مرتبه كه دختران نسبت به يكدگر دارند مثلا فلان دوم و سوم و چهارم على هذا القياس . و نامى كه پدر به پسران نهاده است ديگرى را نمىرسد و جايز نيست كه او را به آن نام بخوانند مگر والدين و خويشان نزديك . اما بيگانگان او را به لقب پدر مىنامند با رعايت عدد برادران . در كاغذها و مكاتيب و غيره خود را به نامى كه پدر بر ايشان نهاده ، مىنويسند و مىخوانند . اگر ديگرى ايشان را بدين نام خواند نه تنها بىادبى است ، بلكه اهانت و بىعزتى است اگر در حضور پسر نام پدر او را ببرند . زيرا كه ادب آنست كه مردم را به لقب بخوانند . و هرگاه طفل در چيزى شروع خواندن و آموختن مىكند ، اوستاد او را نام ديگر مىدهد 281 و به اين نام تنها اوستاد و شاگردان او را مىتوانند خواندن . و چون كسى كلاه بلوغ و مردى مىيابد و كدخدا مىشود ، مرد بزرگى او را نام ديگر مىگذارد و اين عزيزتر از نام‌هاى ديگر است . و آن نام را حرف مىگويند 282 و هركس او را بدين نام مىتواند خواندن به غير از نوكران و خدمتگاران او . و هرگاه كسى به سن بلوغ و مردى رسد از مردى و بزرگى ، نام گرامىتر مىگيرد كه آن را عظيم مىگويند 283 و هركس او را به اين نام مىتواند خواندن خواهد در حضور و خواه در غيبت . و ليكن پدران و بزرگان او را بدين [ نام عظيم ] « 1 » هرگز نمىخوانند . و هرگاه كسى داخل در مذهبى شود ، عاملى كه او را در آن مذهب درمىآورد او را به نام [ ديگر ] « 2 » [ 91 ] مىخواند كه آن را نام مذهب گويند . 284 و چون كسى براى زيارت و ديدنى كسى مىرود اگرچه در كتاب خود لقب و نام خرد 285 خويش را مىنويسد ، آن كس نام كلان او را مىپرسد تا هر وقت كه ضرور باشد او را به عزت بيابد و به نام كلان بخواند . مردم چين بسيار طالب آثار قدمايند و چيزهاى قدما را عزيز و گرامى مىدارند چنانچه كرسىهاى سه پايهء هفت جوش موريانه‌زده ، و ظروف بلور و مرمر و خطوط كاتبان مشهور كه مهر كاتبان مذكور بر آنها باشد . از همه‌چيزى زياده خوش مىكنند
هامش
( 1 ) . ص ناخوانا ، افزوده از ك . ( 2 ) . ص ناخوانا ، افزوده از ك .
چين نامه ( فارسى ) — صفحة 75 | ماتئو ريچى / محمد زمان