تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چين نامه ( فارسى ) — صفحة 74

مساهمون:

ص٧٤
بر دوش مىاندازند . بعد از آن موى را مىبندند و يك جا دسته كرده ، در ميان كلاه خرد كه به روش دام 278 از موى اسب يا از موى آدم يا از تار ريشم بافته‌اند مىگذارند . و بر كلاه مذكور سوراخى است كه سر موىها را از آنجا برآورده ، به همدگر گره مىزنند . زنان را آن كلاه نيست بلكه موىهاى خود را گره زده ، به جواهر و طلا و نقره و گل‌هاى رنگين مزيّن و آراسته [ مىسازند ] « 1 » . [ 89 ] گوشواره در گوش مىكنند ليكن انگشترين پيش ايشان رسم نيست كه به دست كنند . مردان و زنان جامه‌هاى دراز مىپوشند . و جامهء مردان ايشان مانند جامهء مردم ماوراء النهر است ، كه بندهاى جامه را به طرف پهلوى راست و زنان بند جامه را بر سينه مىبندند . و آستين جامهء مرد و زن هر دو دراز و وسيع است و آستين مردان نزديك به سردست تنگ‌تر است به خلاف زنان . و كلاه مردان را به صفت و هنرهاى مختلف و گوناگون مىسازند . كلاهى را كه از موى اسب بافته باشند بهتر از همه مىدانند . و در وقت سرما كلاه‌هاى پشمين بر سر مىگذارند . و در كفش بسيار زينت و تكلف مىنمايند ، چنانچه همه را از مخمل و ابريشم مىسازند . و طلادوزى و نقش‌دوزى و كفش چرمين به پا نمىكنند ، مگر از اراذل و عوام الناس ايشان . و مردم در ته كفش نيز چرم نمىدوزند بلكه پارچه‌ها بر روى هم نهاده و خوب كوفته در ته كفش مىدوزند به عوض چرم . و هريك از ايشان وقت صبح زياده از نيم ساعت به اصلاح و تربيت موىهاى خود صرف مىكنند و رسم ايشان است . و پاىها و ساق‌هاى خود به نوارهاى دراز مىپيچند و لهذا پارچهء ازارهاى ايشان بسيار فراخ است . و در جامه پيراهن سفيد مىپوشند . و اكثر بدن را مىشويند و غسل مىكنند . و هركدام نفرى دارند كه سايبان بر سر ايشان مىگيرد تا از شدت باران و شعاع آفتاب محفوظ باشند و جمعى كه نفر ندارند سايبان را خود به دست مىگيرند . و اكنون ذكر كنيم روش تسميه و ناميدن و نام نهادن ايشان فرزندان را . بدانكه هر يك را لقبى قديم و [ 90 ] نامى معتبر 279 است اما نام مختلف و اقسام است زيرا كه هر يك نام‌هاى تازه و نو براى خود اختراع مىكند ، كه دلالت بر معنى خود داشته باشد . و نام اول 280 را پدر به فرزند مىگذارد اگر مذكر باشد ، چرا كه دختران و زنان چين نام
هامش
( 1 ) . ص ناخوانا ، افزوده از ك .