سواى مدبّران و عاملان و مميزان دربار چند مدارس در شهر پكن هستند و آنكه از همهء مدرسهها مشهورتر است آن را هانلينايون گويند . آنجا هيچ كس را راه نمىدهند و قبول نمىكنند مگر حكيم بزرگ و دانشمند برگزيده را بعد از امتحان و تجربهء بسيار .
و ايشان در هيچ عمل و تدبير ملكى دخل نمىكنند اما در مرتبه و اعتبار بزرگتر از مدبّران و عاملان و متصدياناند . و كار ايشان است تصنيف كردن امور واقعات پادشاهى و نوشتن تواريخ قوانين و قواعد ملك . و معلمان پادشاه و معلمان پسران او از اين جماعهاند و دائما مشغول مطالعه و مباحثه مىباشند و مراتب [ و ] « 1 » درجات مختلف دارند موافق استعداد و دانش . هركدام كه به سبب تصنيف و تأليف كتاب بدان مراتب مىرسند از آن مدرسه ايشان را برآورده به مهمات عظيمه و مشاغل عمدهء سركار خالصه و به خدمات مخصوصهء دربار منصوب و نامزد مىفرمايند كه خارج از دربار نباشند . و تنها از اين جماعه قلائو مىشوند .
و نيز اين جماعه نفع بسيار مىيابند از سبب تصانيف و رسالهها كه به اسم بزرگان و دوستان تأليف مىنمايند . و آن مردم نيز تلاش بسيار دارند كه چيزى از تصانيف آنها بدست آورند چرا كه تصانيف و نوشتههاى ايشان را در غايت بلاغت و فصاحت مىدانند و به همين افتخار كنند كه از دست ايشان [ 52 ] برآمدهاند 194 آن تصانيف .
اين جماعه نيز مميزاناند كه امتحان و تمييز و تجربهء علما مىكنند . و لهذا جميع علما ايشان را اوستاد خود مىدانند و تحف و هدايا جهت آنها مىفرستند .
و اين همه طبقات ديوانيان و عاملان و علما كه در پايتخت پكناند در پايتخت نانكن نيز به همان دستور يافته مىشوند ليكن نه به آن استقلال و توزك « 2 » كه در پكناند . و نيز اين رتبه و منصب قلائوى در نانكن نيست . و اين كماستقلالى نانكن به سبب آنست كه پادشاه ، آنجا را گذاشته 195 پايتخت در پكن كرده است .
و سبب گذاشتن و ترك نمودن نانكن اين بود كه چون هموو پادشاه چين كه در نانكن پايتخت داشت يكى از برادرزادگان او كه يونلو 196 ناميده مىشد در صوبجات
هامش
( 1 ) . افزوده از ك .
( 2 ) . ك : تزوك .