در روى زمين به نشانه بيندازد . و هركسى كه از اين نه تير چهار تير در سوارى و بالاى اسب دوانيدن و دو تير در روى [ زمين ] « 1 » از نه تير بر نشانه زند او را قبول مىكنند كه داخل در امتحان سيم شود . و در امتحان سيم مسئله [ اى ] چند [ 40 ] در علم سپاهگرى از او استفسار مىنمايند و او به نوشته جواب شافى مىگويد . بعد از آن مميّزان آن هر سه امتحان را ملاحظه مىكنند و در هر صوبه تخمينا پنجاه نفر را در طبقه و صنف دوم سپاهيان به منصب و ريشسفيدى ديگران ممتاز مىگردانند . در پايتخت پكن از صنف دوم صد كس را بعد از سه امتحان مذكور به صنف سوم سپاهگرى درمىآورند .
پوشيده نماند كه مميّزان و صاحب تجويزان را نيز امتحان و تميز مىشود در باب سپاهگرى خواه در باب علم رياضى خواه در باب علم طب آن جماعهاند كه به مرتبهء سوم علم اخلاق رسيده . عجبتر آنكه به ايشان رفيق نمىكنند كسى را كه در علوم مذكوره ماهر و عالم باشد تا ايشان را امتحان « 2 » كنند . چرا كه مردم چين آن مقدار اعتقاد دارند به عالمان علم اخلاق كه پندارند هر علم كه در دنيا است ايشان مىدانند و هر امرى و كارى تميز و تحقيق مىتوانند كرد و چيزى بر ايشان مجهول نيست .
هامش
( 1 ) . ص ناخوانا ، افزوده از ك .
( 2 ) . ك : امداد .