و جمعى كه رد شدند اگر ترك داعيهء رسيدن به صنف سوم نمايند ايشان را نيز به بعضى مهمّات و خدمات منصوب مىگردانند . و اگر هنوز آرزوى مرتبهء صنف سوم دارند در ما بين آن سه سال در خانههاى خود به مطالعه و مباحثه و نوشتن مشغول مىباشند و خود را براى امتحان آينده مستعد مىگردانند . بسيار واقع مىشود كه يك شخص ده بار ممتحن مىگردد و رد مىشود و بدين طريق تمام عمر را در بطالت و تعطيل و معزولى مىگذارند تا به مرتبهء اعلى برسد و اگر نرسيد معدوم و معطّل شد .
و بعد از آنكه مردم را امتحان نموده و جمعى را كه لايق مرتبهء صنف سوم ديده ، در آن صنف منسلك 155 گردانيدند حقيقت واقعات آن امتحان و تجويزات مراتب و مناصب را باسمه مىكنند چنان كه در امتحان صنف دوم مذكور شد . و سواى اين وقايع كه باسمه مىشود ، يك كتاب ديگر هر سال باسمه مىكنند كه در آن كتاب اسامى و اوطان و نام پدران و مناصب و خدمات هريك از مردم صنف سوم كه در تمام عمر خود به چه مرتبه و بزرگى رسيده است و از كدام مراتب افتاده ؛ زيرا كه بسيار معمول و مستعمل است [ 39 ] در ملك چين كه موافق زيست و استحقاق ، هركس را به مرتبهء اعلى رسانند يا از مرتبهء اعلى به مرتبهء ادنى و ادبار ندارند .
و در ميان جمعى كه در يك سال تجويز مناصب و خدمات كرده و جمعى كه مناصب و خدمات يافته باشند دوستى و ربط عظيم واقع مىشود مانند برادران حقيقى .
نه تنها به يكديگر امداد و همراهى مىكنند بلكه به خويشاوندان و اقوام به يكدگر امداد مىكنند و اين رسم در ميان صنف سوم و دوم به ترتيب . و نيز در ميان امتحانكنندگان و جمعى كه ممتحن شدهاند و به مرتبه و منصب رسيدهاند ربط دوستى پدرى - پسرى است . اگرچه ممتحنشدگان به مراتب و خدمات عظيم برسند و كلان شوند اما هميشه ادب و احترام امتحانكنندگان خود را رعايت مىنمايند مانند مربّى و استاد .
و مراتب و درجات سپاهيان را نيز به همان طريق مقرر مىكنند . اما چون سپاهيگرى نزد چينيان قدرى و اعتبارى ندارد و در امتحان و تجويز مراتب ايشان چندان توزك « 1 » و رسوم به عمل نمىآورند . و آنقدر در اين باب مردم مى [ پروايند ] « 2 » 156 كه سپاهگرى گويا عيب و عارى است در ميان ايشان .
و جماعهء سپاه را سه امتحان مىكنند . اول اين است كه سپاهى را مىفرمايند كه در اسپ دوانيدن نه تير بر نشانه بيندازد . و در امتحان دوم نيز مىفرمايند كه نه تير استاده
هامش
( 1 ) . ص ، ك : تزوك .
( 2 ) . ك : بىپروايند .