ترجمه :
در بعضى كتابهاى قديمى مناقب آمده : در بارهء زمان وفات حضرت فاطمهء زهرا عليها السّلام اختلاف است . در يك روايت مىگويد : آن بانوى معظم بعد از پدر بزرگوارش مدّت دو ماه زنده بود .
در روايت ديگرى مىگويد : مدّت سه ماه زنده بود . در يك روايت است كه مدّت صد روز و در حديث ديگرى مىگويد : مدّت هشت ماه بعد از رحلت پدرش و . . . .
حاكم نيشابورى روايت مىكند : هنگامى كه حضرت فاطمه از دنيا رحلت نمود حضرت امير اين اشعار را سرود :
- جان من با نالههاى خود حبس شده ، اى كاش جان من با نالههايم خارج مىشد .
- بعد از تو خيرى در زندگانى نخواهد بود ، جز اين نيست كه از خوف طولانى شدن زندگيم مىگريم .
- و . . . .
وهب بن منبّه از ابن عبّاس نقل مىكند كه گفت :
حضرت زهرا مدّت چهل روز و به قولى شش ماه بعد از پدر بزرگوارش زنده بود ، تا آنجا كه مىگويد :
پس از آنكه فاطمه عليها السّلام رحلت كرد اسماء گريبان خود را پاره كرد و خارج شد ، آنگاه با حسنين عليهما السّلام مصادف شد ، ايشان به وى فرمودند :
مادر ما كجاست ؟ اسماء جوابى نداد . آنان وارد خانه شدند ديدند مادر بزرگوارشان خوابيده است . امام حسين مادر خود را حركت داد ديد از دنيا رفته است .
آنگاه در حالى خارج شدند كه مىفرمودند :
يا محمّداه ! يا احمداه ! امروز به علّت فوت مادرمان مصيبت تو براى ما تجديد شد .
پس از اين جريان متوجهء حضرت امير كه در مسجد بود شدند و آن حضرت را از رحلت مادرشان آگاه نمودند .
امير المؤمنين على عليه السّلام بعد از شنيدن اين خبر دلخراش غش كرد ، آب به صورت آن حضرت پاشيدند تا به هوش آمد ، آنگاه حسنين عليهما السّلام را برداشت و داخل خانهء حضرت