راجعون ، يا رسول اللَّه ! آن امانتى را كه به من دادى پس گرفته شد ! سپرده باز گرفته شد ! فاطمهء زهرا را بردى ، يا رسول اللَّه چقدر اين آسمان سبز و زمين غبار آلود در نظر من تيره و تار است ! ! غم و اندوه من هميشگى گرديده ! شب من با بيخوابى مىگذرد ! اين غم از قلب من خارج نمىشود تا آن زمانى كه خداوند مرا در آن خانهاى كه تو در آن هستى وارد نمايد ! در دلم دردى است كه آن را جريحهدار مىكند و هم و غمّى است تكاندهنده ! چه زود بين ما جدايى افتاد ! ! من درد دل خود را براى خداوند مىگويم .
دخترت به زودى تو را از اينكه امّت تو متحد شدند و حق او را پايمال كردند آگاه خواهد كرد ! جريان را از فاطمهات جويا شود و شرح حال را از وى بخواه ! چه غم و غصههايى كه در دل او جايگزين شدند ! او نمىتوانست براى كسى درد دل كند . وى همه آنها را براى تو خواهد گفت . خداوند كه بهترين حكمكنندگان است حكم خواهد كرد . سلام من بر شما باد ، سلامى كه به منزلهء وداع من باشد ، نه آن سلامى كه شما را ترك نمايم ، اگر بازگردم از ملالت و خستگى نيست و اگر نزد قبر تو اقامت گزينم به علّت بدگمانى نيست كه خداوند به صابرين وعدهء ثواب داده است .
صبر و شكيبايى مباركتر و نيكوتر است . اگر براى غلبهء افرادى كه بر او مستولى شدند نبود بر خود لازم مىدانستم كه نزد قبر تو اقامت گزينم و معتكف گردم و براى اين مصيبت بزرگ نظير زن جوان مرده ناله و فرياد مىكردم . خداوند مىبيند كه دختر تو مخفيانه دفن مىشود ! حق وى غصب شد ! از گرفتن ارث ممنوع گرديد ! در صورتى كه از زمان تو تا به حال چندان مدتى نگذشته و ذكر تو متروك نشده است ! يا رسول اللَّه من به خداوند شكايت مىكنم و پيمودن راهى كه تو رفتى براى من بهترين تسليت است .
يا رسول اللَّه صلوات خداوند بر تو و سلام و خشنودى خداوند بر فاطمه باد !
[ متن عربى ]
332 / 22 - الكافي « 1 » مُحَمَّدُ بْن يَحْيَى عَن أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدٍ عَن ابْن مَحْبُوب عَن ابْن رِئَاب
هامش
( 1 ) كافى ، ج 1 ص 241 شمارهء 5 .