تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت زهرا ع ) ( فارسي ) — صفحة 632

مساهمون:

ص٦٣٢
بود كه در روى زمين ساخته شد ، كسى قبلا نظير آن را نديده بود و بعدا هم ساخته نشد . حضرت فاطمه پس از اين جريان به حضرت على رو كرد و گفت : مبادا احدى از اين گروهى كه در حق من ظلم روا داشتند و حق مرا غصب كردند براى تشييع جنازه‌ام حاضر شوند ! ! زيرا ايشان دشمن من و دشمن رسول خدا مىباشند . مبادا بگذارى احدى از آنان و پيروانشان به جنازه‌ام نماز بخوانند ! ! مرا شبانه در آن هنگام كه چشمها همه به خواب رفته باشند ، دفن كن . پس از اين وصيّت بود كه فاطمه زهرا از دنيا رفت . آنگاه اهل مدينه عموما صدا به ضجّه و فرياد بلند كردند ، زنان بنى هاشم در ميان خانهء حضرت فاطمه اجتماع نمودند و به نحوى صدا به صيحه و گريه بلند كردند كه نزديك بود مدينهء طيّبه به علّت گريهء آنان از جا كنده شود ! مردم فرياد مىزدند : يا سيدتاه ! يا بنت رسول اللَّه ! مردم همچنان پشت سر يك ديگر به حضور حضرت على بن ابى طالب عليه السّلام شدند و آن بزرگوار نشسته بود و حسنين عليهما السّلام در حضور آن حضرت مشغول گريه بودند و مردم به واسطهء گريهء آنان اشك مىريختند ! ام كلثوم در حالى خارج شد كه روبنده به صورت داشت و دامن لباسش به زمين كشيده مىشد ، فرياد مىزد و مىگفت : اى پدر بزرگوارم ، يا رسول اللَّه ! گويا كه هم اكنون تو را به نحوى از دست داديم كه بعدا ملاقاتى در كار نخواهد بود ! مردم مدينه اجتماع كردند و نشستند ، در انتظار بودند كه جنازهء حضرت فاطمه خارج شود و بر آن نماز بخوانند . ولى ابو ذر بيرون آمد و به مردم گفت : برگرديد ، زيرا خارج كردن جنازهء دختر پيامبر اسلام صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم به تأخير افتاد . مردم برخاستند و رفتند . هنگامى كه چشم مردم به خواب رفت و قسمتى از شب گذشته بود على بن ابى طالب و حسنين عليهم السّلام با عمّار ، مقداد ، عقيل ، زبير ، ابو ذر ، سلمان ، بريده و گروهى از بنى هاشم جنازهء مبارك حضرت زهرا را خارج نمودند و بر بدن آن بانو نماز خوانده او را شبانه به خاك سپردند . آنگاه حضرت على در اطراف قبر فاطمه عليها السّلام صورت هفت قبر تشكيل داد كه قبر مطهّر فاطمه تشخيص داده نشود . بعضى از خواص گفته‌اند كه قبر حضرت زهرا را با زمين يكسان
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت زهرا ع ) ( فارسي ) — صفحة 632 | العلامة المجلسي / محمد روحانى علي آبادي