تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت زهرا ع ) ( فارسي ) — صفحة 631

مساهمون:

ص٦٣١
سر حضرت زهرا نشست و دستور داد تا افرادى كه در اطاق بودند خارج شدند . پس از آن حضرت فاطمه فرمود : پسر عمو ! آيا در اين مدّتى كه تو با من معاشرت داشتى ، دروغ و خيانت و مخالفتى از من ديدى ؟ حضرت امير عليه السّلام فرمود : ابدا ! ! به خداوند پناه مىبرم ! تو به وجود خداوند داناترى و نيكوكارتر و پرهيزكارتر و گرامىتر و از خدا خائف‌تر از آنى كه من تو را به علّت مخالفت كردن سرزنش نمايم . حقّا كه فراق و فقدان تو براى من بسيار ناگوار است ، ولى چه بايد كرد ، چاره‌اى نيست . به خداوند سوگند كه تو مصيبت پيامبر خدا را براى من تجديد كردى ، حقّا كه فوت و از دست رفتن تو خيلى براى من سنگين و بزرگ است . انّا للَّه و انّا اليه راجعون به خداوند سوگند كه اين مصيبت دردناكترين و غصّه‌دارترين مصيبتى است كه هيچ تسليت و تعزيتى با آن برابرى نمىكند و جانشين آن نخواهد شد ! ! سپس حضرت على و زهرا عليهما السّلام مدّتى گريستند ، آنگاه على عليه السّلام سر مبارك فاطمه عليها السّلام را بلند كرد و به سينهء خود نهاد و به آن بانو فرمود : هر وصيّتى كه دارى بكن ، زيرا من هر دستورى كه تو صادر كنى اجرا مىنمايم و امر تو را بر امر خودم مقدّم مىدارم . حضرت فاطمه فرمود : اى پسر عموى پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ، خداوند تو را بهترين جزا عطا كند ! من اولا به تو وصيّت مىكنم كه بعد از من با امامه دختر خواهرم ازدواج نمايى ، زيرا او براى فرزندانم نظير خودم خواهد بود ، و مردان چاره‌اى ندارند جز آنكه ازدواج نمايند . لذا حضرت على بن ابى طالب عليه السّلام مىفرمايد : چهار چيز است كه من نمىتوانم از آنها مفارقت نمايم . يكى از آنها امامه دختر ابو العاص است . زيرا حضرت زهرا وصيّت كرده من با وى ازدواج كنم . خلاصه : سپس حضرت فاطمه گفت : پسر عمو ! من به تو وصيّت مىكنم كه تابوتى برايم تهيه نمايى ، زيرا ديدم كه ملائكه شكل و تصويرى از آن تابوت را به من نشان دادند . امير المؤمنين فرمود : اوصاف آن تابوت را براى من شرح بده . زهرا مشخصات آن را شرح داد و على عليهما السّلام آن را تهيه نمود . آن تابوت اوّلين تابوتى