در بارهء كسى كه او را لعن مىكند چه مىگويى ؟ مهدى گفت : خدا چنين كسى را لعنت كند .
شريك گفت : پس ربيع را لعن كن . ربيع گفت : نه ، اى امير مؤمنان ! به خداوند سوگند كه من هرگز فاطمه را لعن نكردهام . در اين حال شريك به ربيع گفت : اى بد طينت ! پس آن همه سخنانى كه در مجالس مردان در بارهء سيدهء زنان دو عالم و دختر رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم مىگفتى چه بود ؟ مهدى گفت : پس تعبير خوابى كه من ديدهام چيست ؟ شريك گفت : خواب تو كه خواب يوسف نيست ، و همانا خونها به واسطهء خوابها حلال نمىشوند .
و همين نويسنده در كتابش عقد الفريد نقل كرده است :
روزى مردى را نزد فضل بن ربيع آوردند كه به حضرت فاطمه عليها السّلام ناسزا گفته بود ، فضل به ابن غانم گفت : نظريهء تو در بارهء اين مرد چيست ؟ ابن غانم گفت : بايد بر او حدّ جارى نمود . فضل گفت : چنان محكم نظر دادى مثل اينكه در بارهء مادر خودت سخن گفته باشى . و سپس فرمان داد تا هزار ضربهء شلاق به آن مرد زدند و جنازهاش را در محل عبور مردم به دار آويختند تا عبرت سايرين گردد .
[ متن عربى ]
139 / 43 - المناقب رُوِيَ أَن فَاطِمَةَ تَمَنَّت وَكِيلًا عِنْدَ غَزَاةِ عَلِيٍّ ع فَنَزَل
رَب الْمَشْرِق وَ الْمَغْرِب لا إِله إِلَّا هُوَ فَاتَّخِذْه وَكِيلًا
« 1 »
ترجمه :
روايت شده است :
حضرت فاطمه عليها السّلام در زمانهايى كه على عليه السّلام به جنگ مىرفت از او مىخواست كه براى تصدّى وظايفش در خارج خانه و تأمين نيازمنديهاى فرزندان ، وكيلى تعيين نمايد كه در اين خصوص آيهء :
رَب الْمَشْرِق وَ الْمَغْرِب ، لا إِله إِلَّا هُوَ ، فَاتَّخِذْه وَكِيلًا
يعنى :
« پروردگار مشرق و مغرب همان كسى است كه غير از او إله و معبودى نيست ، پس او را وكيل بگير و بر او توكّل كن » ، بر پيغمبر نازل شد .
[ متن عربى ]
140 / . . . - المناقب : « 2 » صَحِيح الدَّارَقُطْنِيِّ أَن رَسُول اللَّه ص أَمَرَ بِقَطْع لِص فَقَال اللِّص يَا
هامش
( 1 ) مزّمل ، 9 .
( 2 ) مناقب ابن شهر آشوب ، ج 3 ص 372 .