تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت زهرا ع ) ( فارسي ) — صفحة 281

مساهمون:

ص٢٨١
همانا در زمان معراج جبرئيل دست مرا گرفت و داخل بهشت نمود و از خرماى بهشتى به من داد كه آن را خوردم - و در روايتى به جاى خرما ، سيب گفته شده - و در اثر آن نطفه‌اى در صلب من پديد آمد ، هنگامى كه به زمين بازگشتم با خديجه همبستر شدم و خديجه به فاطمه حامله گرديد ، پس فاطمه حوريّه‌اى انسانى است كه هر گاه اشتياق بوى بهشت پيدا مىكنم ، بوى او را استشمام مىنمايم . ابن شهر آشوب اين حديث را از كتابهاى ذيل روايت نموده است : 1 - كتاب ابو بكر شافعى ، از ابن شهاب و ابن مسيّب و آنها را از سعد بن وقّاص . و از ابو معاذ نحوى و ابو قتادهء حرّانى ، از سفيان ثورى ، از هشام بن عروه ، از عروه و او از عايشه . 2 - شرف النبى : خرگوشى 3 - كتاب الاعتقاد : اشنهى 4 - كتاب الرسالة : سمعانى 5 - اربعين : ابو صالح مؤذّن 6 - فضائل العشرة : ابو السّعادات

[ متن عربى ]

137 / . . . - المناقب : « 1 » وَ دَخَل النَّبِيُّ ص عَلَى فَاطِمَةَ فَرَآهَا مُنْزَعِجَةً فَقَال لَهَا مَا بِك فَقَالَت - الْحُمَيْرَاءُ افْتَخَرَت عَلَى أُمِّي أَنَّهَا لَم تَعْرِف رَجُلًا قَبْلَك وَ إِن أُمِّي عَرَفَتْهَا مُسِنَّةً فَقَال ص إِن بَطْن أُمِّك كَان لِلْإِمَامَةِ وِعَاءً

ترجمه :

روزى پيامبر خدا نزد فاطمه آمد و ديد كه وى ناراحت و غمگين است ، پرسيد : چه شده است ؟ فاطمه گفت : عايشه بر مادرم خديجه فخر فروشى كرده و مىگويد : من قبل از پيامبر با كسى ازدواج نكرده بودم در حالى كه مادر تو چنين نبود ، من جوان هستم در حالى كه او پير زن بوده است . رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم به فاطمه فرمود : رحم مادر تو اين لياقت و شايستگى را داشت كه
هامش
( 1 ) مناقب آل ابى طالب ، ج 3 ص 383 .