بيان فطمتك بالعلم أي أرضعتك بالعلم حتى استغنيت و فطمت أو قطعتك عن الجهل بسبب العلم أو جعلت فطامك من اللبن مقرونا بالعلم كناية عن كونها في به دو فطرتها عالمة بالعلوم الربانية و على التقادير كان الفاعل بمعنى المفعول كالدافق بمعنى المدفوق أو يقرأ على بناء التفعيل أي جعلتك قاطعة الناس من الجهل أو المعنى لما فطمها من الجهل فهي تفطم الناس منه و الوجهان الأخيران يشكل إجراؤهما في قوله فطمتك عن الطمث إلا بتكلف بأن يجعل الطمث كناية عن الأخلاق و الأفعال الذميمة أو يقال على الثالث لما فطمتك عن الأدناس الروحانية و الجسمانية فأنت تفطم الناس عن الأدناس المعنوية
ترجمه :
شيخ صدوق در علل الشرائع ، از امام باقر عليه السّلام روايت مىكند : هنگامى كه دختر پيامبر متولّد شد خداى عزّ و جل به يكى از فرشتگان وحى نمود تا كلمهء فاطمه را بر زبان پيامبر جارى كند ، لذا رسول خدا نام اين دختر را فاطمه نهاد و به او فرمود : من تو را با علم و دانش همراه ، و از پليدى پاك نمودم . سپس امام باقر فرمود : به خدا سوگند كه حق تعالى فاطمه را در روز عهد و ميثاق « 1 » با علم قرين و از پليديها و حيض بر كنار نمود . شبيه اين روايت را شيخ هاشم در مصباح الانوار نقل نموده است .
بيان :
فطمتك بالعلم ، يعنى از هنگام شيرخوارگى تو را با علم و دانش قرين و همراه مىدارم تا غنى شوى ، و يا اينكه جهل را از تو دور مىدارم تا علم جايگزين آن شود ، و اين كلام كنايه از آن است كه فاطمه از به دو تولّدش عالم به علوم ربّانى بوده است .
و در مورد « فطمتك عن الطّمث » ممكن است كه با تكلّف بتوانيم « طمث » را كنايه از اخلاق و افعال پليد و مذموم بگيريم ، يا اينكه بگوييم طمث اعم از پليديهاى روحانى و جسمانى است .
و از طرفى ممكن است در قرائت « فطمت » معناى مفعولى را در نظر بگيريم كه در اين صورت مفهوم آن اين خواهد بود كه رسول اكرم فرموده باشد تو را با علم قرين و از پليدى دور داشتم و يا ممكن است بنا را بر معناى تفعيلى بگذاريم كه در اين صورت مفهوم
هامش
( 1 ) مقصود عالم « ذرّ » است .