تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت زهرا ع ) ( فارسي ) — صفحة 117

مساهمون:

ص١١٧
بر فاطمه ، حسن و حسين عليهم السّلام داخل شدم در حالى كه آن دو بازى مىكردند و فاطمه به مشاهدهء آنها خرسند و بسيار شادمان بود ، و مزاحم آنان نشده تأمل كردم تا پيامبر داخل شد ، پس گفتم : اى رسول خدا ! در بارهء فضائل اينان براى من بگو تا علاقه‌ام نسبت به ايشان فزونى يابد . آن حضرت فرمود : اى سلمان ! شبى كه به آسمان برده شدم جبرئيل را در آسمان و غرفه‌هاى بهشت ملاقات كردم و در اين حال در قصرها و مزارع آنجا مىگشتم كه ناگهان بوى بسيار خوشى به مشامم رسيد و از خوبى آن متعجب گشته به جبرئيل گفتم : اى حبيب من ! اين رايحه‌اى كه بر ساير بوهاى بهشت غالب آمده از چيست ؟ گفت : اى محمّد ! اين بوى خوش به سيبى تعلّق دارد كه خداوند آن را سيصد هزار سال پيش خلق كرده و ما نمىدانيم كه قصد وى از خلق اين سيب چيست ، در همين حال جمعى از فرشتگان را ديدم كه آن سيب را مىآورند پس خطاب به من گفتند : اى محمّد ! خداوند متعال بر تو سلام و درود مىفرستد و اين سيب را به تو هديه مىدهد . رسول خدا فرمود : من آن سيب را گرفتم و بر بال جبرئيل گذاردم و هنگامى كه به زمين بازگشتم آن ميوه را تناول نمودم و در اثر آن نطفه‌اى در پشت من پديدار گشت ، و با خديجه همبستر شدم و او از اين نطفه ، فاطمه را باردار شد ، سپس خداوند بر من وحى نمود كه به زودى براى تو حوريّه‌اى انسانى متولّد مىشود ، و نور را به نور تزويج خواهى نمود ، يكى فاطمه و ديگرى على ، زيرا ازدواج آنها در آسمان واقع شده است - در عالم ذرّ ، يعنى مقدّر گرديده است - و براى فاطمه يك پنجم زمين را مهر قرار مىدهى ، و از آن دو ذرّيّه‌اى طيّبه پديد مىآيد ، و اين دو از آنها هستند ، و از صلب حسين فرزندانى متولّد مىگردد كه امامان مردم خواهند بود ولى مردم آنها را مىكشند و بر ايشان ستم روا مىدارند ، بدا بر قاتل آنها و كسانى كه به ايشان ظلم كنند !

9 - بحار الانوار ، ج 8 ص 188 و 189 رقم 160

: 160 علل الشرائع « 1 » الْقَطَّان عَن السُّكَّرِيِّ عَن الْجَوْهَرِيِّ عَن عُمَرَ بْن عِمْرَان عَن عُبَيْدِ اللَّه بْن

هامش
( 1 ) علل الشرائع ، ج 1 ص 184 ب 147 شمارهء 2 تفسير فرات كوفى ، ص 75 شمارهء 49 - المحتضر ، ص 135 و 136 .