يك الف و واو در كتاب خدا نباشد جز آنكه شما تفسير و تأويل آن را مىدانيد و به اين سخن خدا استدلال مىكنيد كه :
ما فَرَّطْنا فِي الْكِتابِ مِنْ شَيْءٍ
« 1 » « چيزى را در كتاب واننهاديم » و خود را از رأى و نظر دانشمندان و قياس آنان بىنياز شمردهايد .
امام فرمود :
مِنْ ذُرِّيَّتِهِ داوُدَ وَ سُلَيْمانَ وَ أَيُّوبَ وَ يُوسُفَ وَ مُوسى وَ هارُونَ وَ كَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ
« 2 » « و از ذريهى او داوود و سليمان و ايوب و يوسف و موسى و هارون هستند ، و اين گونه نيكوكاران را پاداش دهيم » . تا آنجا كه فرمود : اين پيامبران از طريق مريم ( ع ) نسبت داده شدهاند ؛ ما نيز از طريق فاطمه ( س ) به ذريهى پيامبر ( ص ) پيوستهايم .
امام ( ع ) همچنين فرمود : اين سخن خداى متعال را نيز به تو يادآور مىشوم كه
فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكاذِبِينَ
« 3 » « پس از علمى كه براى تو آمد ، هر كس با تو محاجّه كرد ، پس بگو : بياييد فرزندانمان و فرزندانشان و زنانمان و زنانشان و خودمان و خودشان را فرا خوانيم ، آنگاه مباهله كنيم و نفرين خدا را بر دروغگويان قرار دهيم » . هيچ كس جز على و فاطمه و حسن و حسين ( عليهم السلام ) ادعا نكرده است كه پيامبر ( ص ) او را به گاه مباهله با مسيحيان زير كساى خويش برده باشد ؛ بنابراين ، تأويل اين سخن خداى متعال كه فرمود : « فرزندانمان » حسن و حسين ( ع ) و « زنانمان » فاطمه ( س ) و « خودمان » على بن ابىطالب ( ع ) است .
افزون بر اين ؛ علما در اين رخداد همداستان شدهاند كه در روز احد ، جبرئيل گفت : اى محمد ، اين است معناى فداكارى از على ! پيامبر ( ص ) فرمود : چون او از من است و من از او ، و جبرئيل گفت : و من از هر دو ، و ادامه داد : شمشيرى جز ذوالفقار و جوانمردى همتاى على نباشد !
هامش
( 1 ) . انعام 36
( 2 ) . همان 84
( 3 ) . آلعمران 61 .