تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نخستينها ( فارسى ) — صفحة 90

مساهمون:

ص٩٠
اولين قطره از خون منافقان كه روى زمين ريخت ، خون عثمان بود . « 1 » چون يوسف بن عمر ، زيد بن على را كشت و پيكر او را در كناسه آويخت ، سر او را با شعبة بن عقال فرستاد و فرزندان ابوطالب را دستور داد كه از زيد بيزارى جويند و خطيبانشان بدين كار برخيزند . اولين كسى كه برخاست عبدالله بن حسن بود كه به‌اختصار سخن گفت و نشست . آن‌گاه عبدالله بن معاوية بن عبدالله بن جعفر برخاست كه سخنى دراز گفت چندان كه مردم به هنگام ترك مجلس گفتند : فرزند طيار از بهترين سخنرانان است ! چون اين سخن مردم را با عبدالله در ميان نهادند ، گفت : اگر مىخواستم باز هم مىگفتم ، اما اين مجلس نه جاى شادمانى كه جاى سوگ بود . « 2 » اسكافى در كتاب نقض العثمانيه : اميرالمؤمنين ( ع ) در روز دوم بيعت ، به راست و چپ نگاهى انداخت و فرمود : فردا كه ايشان را از چيزى كه در آن فرو رفته‌اند باز داشتم و به حقى كه مىشناسند برگرداندم ، مردانى از شما كه در دنيا غرق شده‌اند و زمين‌ها براى خويش گرفته‌اند و جوىها كشيده‌اند و بر اسبان راهوار نشسته‌اند و كنيزكان و غلامان زيبا ستانده‌اند و همين مايه‌ى ننگ آنان شده است ، نگويند كه فرزند ابوطالب ما را از حقمان باز داشت . . . تا آن‌جا كه فرمود : شما بندگان خدا هستيد و اين مال مال خدا كه ميانتان قسمت شود و در اين قسمت كسى را بر ديگرى برترى نباشد . « 3 » شيخ طوسى در الامالى و اسكافى در نقض العثمانيه آورده‌اند كه على ( ع ) فرمود : از پيامبر ( ص ) شنيدم كه مىفرمود : هر فرمانروايى را كه پس از من عهده‌دار كار اين امت شود ، در مرز صراط نگه دارند و فرشتگان صحيفه‌ى او را بازگشايند ؛ اگر به‌سلامت
هامش
( 1 ) . بحارالانوار 31 / 308 ( 2 ) . در متن ، اين رخداد از كتاب المواسم نقل شده است كه اگر منظور مؤلف ، مواسم الادب نوشته‌ى سيد جعفر بن السيد محمد البيتى العلوى باشد كه به سال 1326 ق . در مطبعة السعادة مصر چاپ شده است ، مطلب را در آن كتاب نيافتم . اما عين اين سخن در كتاب زهر الآداب و ثمر الالباب تأليف ابو اسحاق ابراهيم بن على حصرى قيروانى 1 / 119 آمده است و مضمون آن را نيز مىتوانيد بنگريد در : البيان و التبيين 1 / 255 . ( 3 ) . شرح نهج البلاغه ، ابن ابىالحديد 7 / 37 .
نخستينها ( فارسى ) — صفحة 90 | الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) / محمد رضا مرواريد