تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نخستينها ( فارسى ) — صفحة 541

مساهمون:

ص٥٤١
كمتر نيستى ، و بر مردى از دودمان سعيد بن عاص تندى روا داشته و از هشام به عنوان « فرزند زنى كودن » ياد كرده ، و بارى كه هشام به او مىنويسد : « تا همه‌ى محصول من به فروش نرفته ، چيزى از محصول را به فروش مگذار » ، برمىخيزد و مىگويد : گمان برده‌ايد كه من نرخ‌هاى شما را بالا مىبرم ، لعنت خدا بر هر كسى كه نرخ‌ها را افزايش دهد ! نيز چون به هشام گزارش رسيد كه خالد فرمانروايى عراق را ناچيز شمرده است ، اين كار وى را ناخوش داشت و به دو نوشت : به من خبر داده‌اند كه تو مىگويى فرمانروايى عراق مايه‌ى شرافت من نيست ؛ اى زاده‌ى زنى گندبو ، چرا امارت عراق برايت شرافت نباشد ؟ تو كجا و آن سرزمين گرامى . . . . ! آرى ، به خدا ، گمان مىكنم اولين كسى كه سراغ تو آيد يكى از عقاب‌هاى قريش باشد كه دستانت را به گردنت بياويزد . هشام پنهانى تصميم به بركنارى خالد گرفت و به يوسف بن عمر كه در يمن بود ، نوشت كه او را بر عراق گمارده است . آن‌گاه جزئيات دستگيرى و شكنجه‌ى خالد را گزارش مىدهد . « 1 » همو : گفته‌اند كه يزيد بن منبه وابسته‌ى ثقيف ، وليد بن يزيد را ستود و او فرمان داد تا بيت‌هاى شعر او را بشمارند و در برابر هر يك ، هزار درهم به دو بپردازند ؛ پنجاه بيت بود . وليد نخستين خليفه‌اى بود كه شعر را شمرد و در برابر هر بيت ، هزار درهم پرداخت . « 2 » جاحظ : على ( ع ) از اكتل بن شماخ عكلى چنين ياد فرمود : « الصبيح الفصيح » ( خوش‌چهره و خوش‌سخن ) . او نخستين كسى بود كه در خانه‌ى خويش بيت‌المالى براى خود فراهم آورد . « 3 » ابوالفرج اصفهانى : بشار نزد عمر بن هبيره رفت و با اين سروده وى را ستود :
لالقى بنىعيلان ان فعالهم * تزيد على كل الفعال مراتبه اولاك الالى شقوا العمى بسيوفهم * عن الغى حتى ابصر الحق طالبه
هامش
( 1 ) . همان 5 / 220 ( 2 ) . الكامل 290 ( 3 ) . البيان و التبيين 2 / 118 .
نخستينها ( فارسى ) — صفحة 541 | الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) / محمد رضا مرواريد