تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نخستينها ( فارسى ) — صفحة 485

مساهمون:

ص٤٨٥
فرمانروايى سلام دهيد ، باز داشتم ، اما شما به پيامبرى بر او درود فرستاديد ! « 1 » همو : جذيمه از نيك‌انديش‌ترين و دورتازترين شاهان عرب بود ؛ وى نخستين كسى بود كه پادشاهى عراق برايش فراهم آمد و عرب را به آن سرزمين پيوند داد و با سپاهيان جنگيد . وى دچار پيسى بود ، اما عرب‌ها از اين‌كه او را بدان نسبت دهند بيم داشتند ؛ بنابراين وى را « جذيمه‌ى وضّاح » ( خوبرو ) يا « ابرش » ( كك‌مكى ) خوانده‌اند . منزلگاه‌هاى او ميان حيره و انبار و بقّه و هيت و پيرامون آن و عين‌التمر و اطراف برّ تا غمير و قطقطانه و خفيه و پس از آن بود . « 2 » ابن‌قتيبه : وهب گويد : كسى كه در باره‌ى خدا با ابراهيم محاجّه كرد ، نمرود بن كنعان بود . وى نخستين كسى بود كه خودكامگى و سركشى و چپاول كرد و سنّت ناروا نهاد و اولين كسى بود كه تاج بر سر گذاشت و به نجوم پرداخت و در ستارگان نگريست و بر همان پايه راه پيمود و خداوند او را با پشه‌اى كه در بينىاش فرو شد و چهل سال بدان گرفتار بود ، از پاى در آورد . « 3 » ابن‌كلبى : از ابوباسل طائى ، از عمويش كه گفت : قبيله‌ى طىّ بتى به نام « فُلس » داشتند كه آن را به سان تنديس انسانى ، در ميان كوه محل سكونت خود به نام « اجا » نهاده بودند و آن را مىپرستيدند و سراغ آن مىرفتند و قربانىهاى خويش را در پيشگاهش سر مىبريدند . هر بيمناكى كه نزدش مىآمد اندوه از دل مىزدود ، و هر رانده‌شده‌اى كه به آن پناه مىبرد بخشيده مىشد . بنىبولان حافظان آن بودند و بولان همان كسى است پرستش او را آغازيد . آخرين نگهبان وى از ميان ايشان مردى به نام صيفى بود كه شترى از كلبيان بنىعليم متعلق به زن همسايه‌ى مالك بن كلثوم شمحى را كه از شريفان بود ، فرارى داد و آن را تا فضاى پيش روى « فلس » راند . زن همسايه سراغ مالك رفت و او را خبر داد كه شترش را فرارى داده‌اند ، مالك بر اسبى برهنه نشست و
هامش
( 1 ) . تاريخ الامم و الملوك 5 / 330 ( 2 ) . تاريخ الامم و الملوك 1 / 613 ( 3 ) . المعارف 31 .