تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نخستينها ( فارسى ) — صفحة 477

مساهمون:

ص٤٧٧
صفريه ( گروهى از خوارج ) همسو بود و اولين كس از ميان آنان بود كه خروج كرد . « 1 » همو : در سال 80 هجرى ، معبد بن عبدالله بن عليم جهنى كه حديث دباغ را روايت كند ، كشته شد ؛ او نخستين كسى بود كه در بصره سخن از قدر گفت و حجاج او را كشت . نيز گفته‌اند : عبدالملك وى را در دمشق به قتل رسانده است . « 2 » مسعودى : منصور اولين كسى بود كه ميان فرزندان عباس و فرزندان ابوطالب جدايى انداخت ؛ پيش‌تر خواسته‌هاى آنان يكسان بود . « 3 » ابن‌اثير : يزيد بن وليد اولين كسى بود كه در روز عيد با جنگ‌افزار بيرون آمد ؛ او در ميان دو صف مسلّح نمايان شد . گفته شده كه او قدرى بوده است . « 4 » ابن عبدالبر : ابوبكر بن ابىشيبه گويد : اولين حرفى كه خوارج زدند اين بود كه گفتند : على ، خون‌هاى آنان را براى ما حلال نكرده و اموالشان را براى ما حرام شمرده است ! على ( ع ) فرمود : اين سنت اهل قبله باشد . گفتند : ما اين چيزها را نمىدانيم . فرمود : عايشه ، سرآمد آن قوم است آيا قسمت كردن او را ميان خود مىخواهيد ؟ گفتند : سبحان الله ، او مادر ما باشد . فرمود : پس حرام است ؟ گفتند : آرى . فرمود : پس آنچه در باره‌ى خودش حرام است ، در باره‌ى فرزندانش نيز حرمت دارد . « 5 » ابن‌اثير : از حالات باطنيه كه همان اسماعيليه هستند و در روزگار ملك‌شاه سلجوقى آنان را قرمطى مىخواندند ، اول چيزى كه نمايان شد اين بود كه هجده تن از ايشان گرد هم آمدند و در ساوه نماز عيد گزاردند ، چون شحنه‌ها خبردار شدند ، آنان را گرفتند و به بند افكندند و از آنان بازجويى كردند و سپس رهاشان ساختند ؛ اين نخستين همايش آنان بود .
هامش
( 1 ) . الكامل 4 / 391 ( 2 ) . همان 456 ( 3 ) . مروج الذهب 4 / 224 ( 4 ) . الكامل 5 / 310 ( 5 ) . العقد الفريد 5 / 79 .