تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نخستينها ( فارسى ) — صفحة 475

مساهمون:

ص٤٧٥
پيامبر ( ص ) همراه عباس بن عبدالمطلب بدان‌جا رسيده بود . نخستين كسى كه بر پيامبر ( ص ) نمايان شد رافع بن مالك زرقى بود ، آن‌گاه هفتاد تن و از جمله دو زن پديدار گشتند . اسعد بن زراره گويد : نخستين كسى كه سخن گفت عباس بود كه گفت : اى مردمى كه بيرون آمده‌ايد ، به‌راستى كه شما محمد را به آنچه خواستيد فرا خوانديد . محمد از گرامىترين مردم در ميان خاندان خويش است . به خدا ، هر كس از ما كه با او باشد ، وى را پاس خواهد داشت و هر كسى از ما هم كه سخن او را نپذيرفته باشد ، به دليل نسب و شرف ، از او محافظت خواهد كرد . محمد همه‌ى مردم را وازده است ، جز شما را . پس اگر نيرومند و چابك و آگاه به رزم هستيد و دشمنى همه‌ى اعراب را كه همه از يك كمان شما را هدف گرفته‌اند ، ناچيز مىشماريد ، . . . . تا آن‌جا كه گويد : اولين كسى كه دست در دست رسول خدا ( ص ) نهاد براء بن معرور بود ، گويند : ابوالهيثم بن تيهان يا اسعد بن زراره بود . آن‌گاه همه‌ى آن هفتاد نفر با حضرت دست دادند و با او پيمان بستند . پيامبر ( ص ) فرمود : موسى از ميان بنىاسرائيل دوازده پيشوا برگزيد ، پس هيچ يك از شما به دل خويش راه ندهد كه چرا ديگرى برگزيده شد ؛ چه ، اين جبرئيل است كه براى من برمىگزيند . چون آنان را برگزيد به طليعه‌داران فرمود : شما سرپرست ديگران هستيد ، چونان كه عيسى نيز سرپرستانى انتخاب كرد . چون بيعت كردند ، شيطان در ميان مردم آن گردنه فرياد زد : اى مردم اخاشب ( كوه‌هاى بلند پيرامون مكه ) ، آيا شما از محمد خبر داريد ، كه كودكانى براى نبرد با شما بر گرد او فراهم آمده‌اند ؟ عباس بن عباده كه آن شب كسى جز او با خود شمشير نداشت ، گفت : اگر دوست مىدارى ، با شمشيرهاى خود بر اهل مِنى بتازيم . حضرت فرمود : بدين كار فرمان نيافته‌ايم . پس به كاروان‌هاى خويش باز گرديد . بامدادان چون قريشيان برخاستند ، گفتند : خبر شده‌ايم كه شما ديشب با رفيق ما ديدار كرده‌ايد و هم‌پيمان شده‌ايد كه در جنگ بر ضد ما با هم باشيد . يكى از مشركان آنان برخاست و سوگند خورد كه چنين نبوده است و اطلاعى نداريم . ابن ابىّ مىگفت :
نخستينها ( فارسى ) — صفحة 475 | الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) / محمد رضا مرواريد