تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نخستينها ( فارسى ) — صفحة 436

مساهمون:

ص٤٣٦
هر كارى آنان را نمايندگى مىكرده و در زير و بم روزگار پاسشان مىداشته ، اينك انگشت‌نماى آنان شود . اى كه جام صهبا سركشيده‌اى ، آن را براى همان ميخواران گمراه وانه و خود به كارهاى گران پرداز ، كه تو نمىدانى اگر شراب نوشى و رطل گران بزنى ، نه از درد مىرهى و نه تو را درمانى است . » « 1 » ابن‌قتيبه : جذيمة بن ابرش اولين كسى بود كه منجنيق ساخت و اولين كسى بود كه كفش‌هايش را برايش جفت كردند و اولين كسى كه برايش شمع افروختند . سيوطى : به سال 65 ( يعنى 465 ق . ) الب‌ارسلان كشته شد و فرزندش ملك‌شاه جاى وى نشست و كشوردارى را به نظام‌الملك سپرد كه او را اتابك يعنى « هم پدر و هم فرمانده » مىخواندند ؛ وى اولين كسى بود كه چنين لقبى به دو دادند . « 2 » همو : به سال 773 ق . نشان سبز بر دستار سادات نمايان شد تا به فرمان پادشاه از ديگران بازشناخته شوند ؛ اين اولين بارى بود كه چنين شد . ابوعبدالله بن جابر اعمى مؤلف شرح الفيه مشهور به « اعمى » و « بصير » گويد :
جعلوا لأبناء الرسول علامة * ان العلامة شأن من لم‌يشهر نور النبوة فى كريم وجوهم * يغنى الشريف عن الطراز الاخضر
« براى زادگان پيامبر نشان گذاشتند ، ولى نشان براى كسى است كه نامى نداشته باشد . پرتو پيامبرى كه در رخسار كريمانه‌ى آنان موج مىزند ، سادات را از علامت سبز بىنياز مىدارد . « 3 » ذهبى از انس : شبث گفت : من اولين كسى بودم كه به خوارج موجوديت بخشيدم . ازدى گويد : او نخستين كسى بود كه چنين كرد . ذهبى گويد : اما وى از خوارج جدا شد . « 4 » ثعالبى : اولين عربى كه خز تيره پوشيد عبدالله بن عامر بن كريز بود كه چون
هامش
( 1 ) . الاغانى 14 / 310 ( 2 ) . تاريخ الخلفاء 301 ( 3 ) . همان 351 ( 4 ) . ميزان الاعتدال 2 / 261 .
نخستينها ( فارسى ) — صفحة 436 | الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) / محمد رضا مرواريد