تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نخستينها ( فارسى ) — صفحة 438

مساهمون:

ص٤٣٨
و آن اولين عضو آن جانور است كه كباب مىشود و خوشمزه‌تر از گوسفند و مرغ باشد . « 1 » يعقوبى : معاويه با كسى بيعت نكرد ، مگر اين‌كه از او پيمان گرفت ؛ وى اولين كسى بود كه در بيعت خود چنين كرد . شيخ كلينى ، از محمد بن ورّاق : به امام صادق ( ع ) نوشته‌اى عرضه داشتم كه در آن ، انجامه‌ى آيات قرآن آراسته به طلا بود و در پايان ، سوره‌اى به طلا داشت ؛ حضرت به آن توجهى نكرد و فرمود : مرا خوش نمىآيد جز آن‌كه قرآن با رنگ سياه نوشته شود ، همان گونه كه در آغاز نوشته شد . « 2 » ابوهلال عسكرى : نخستين كسى كه نامه‌نگارى براى شادباش نوروز و مهرگان را باب كرد ، احمد بن يوسف بود كه به مأمون جامه‌دانى طلايى داد كه در طول و عرض آن قطعه‌اى عود به كار رفته بود و نوشت : اين روزى است كه بر پايه‌ى يك سنّت ، بندگان به سروران اظهار لطف مىكنند ، و من گفته‌ام :
على العبد حق فهو لاشكّ فاعله * و ان عظم المولى و جلّت فضائله ا لم‌ترنا نهدى الى الله ما له * و ان كان عنه ذا غنى فهو قابله و لو كان يهدى للجليل بقدره * لقصّر عسل البحر عنك و نائله و لكننا نهدى الى من نجلّه * و ان لم‌يكن فى وسعنا ما يشاكله
« بدون شك هر بنده‌اى را هم حقى است كه بايد ادا كند ؛ گو اين‌كه سرورش بزرگ و فضيلتش بسيار باشد . آيا نمىبينى كه ما حق خدا را با همه‌ى بىنيازىاش ادا مىكنيم و او پذيرا مىشود ؟ اگر بنا باشد كه براى هر بزرگوارى به اندازه‌ى خودش چيزى ارمغان آورند ، دريايى از عسل نيز در برابر تو اندك است ؛ از اين رو ما به كسى كه بزرگش مىشماريم ، چيزى را هديه مىدهيم كه به اندازه‌ى توان ما باشد ، نه همتاى وى . » « 3 »
هامش
( 1 ) . مجالس ثعلب 506 ( 2 ) . الكافى 2 / 629 ( 3 ) . ديوان المعانى 1 / 95 .
نخستينها ( فارسى ) — صفحة 438 | الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) / محمد رضا مرواريد