كشته شده است . « 1 »
ميبدى : او [ ابليس ] اول اشقياى جن است ، چنانچه قابيل اوّل اشقياى بشر بود . « 2 »
اولين كسى كه براى نگهبانى از سگ استفاده كرد ، نوح ( ع ) بود . قاسم روايت كند كه نوح گفت : بار پروردگارا ، مرا فرمودى كه كشتى بسازم و اينك در كار آنم ، روزها من مىسازم و شبها آنان ساختههاى مرا تباه مىكنند ، كى باشد كه آنچه مرا فرمان دادى بر من هموار گردد ؟ پس به دو وحى شد : سگى را به نگهبانى بگمار . پس سگى را گرفت و روزها به كار پرداخت و شبها بخفت و چون آنان براى ويرانى ساختههاى او مىآمدند ، پارس مىكرد و نوح بيدار مىشد و چوب برمىداشت و آنان مىگريختند . « 3 »
اولين كسانى كه با عقاب به شكار رفتند و آن را تربيت كردند مردم مغرب بودند . حكايت شده است كه قيصر پادشاه روم عقابى را به كسرى پادشاه ايران هديه داد و به دو نوشت : آن را آموزش بده ؛ برايت كارهايى خواهد كرد كه بيشتر بازها از آن ناتوانند . دستور داد و برايش آوردند و با آن به شكار رفت و آن را پسنديد . روزى وى را گرسنه نگاه داشته بود تا با آن به شكار بپردازد ، كه بر كودكى از اطرافيان شاه پريد و وى را كشت . كسرى گفت : قيصر بدون هيچ سپاهى در دل اين سرزمين به نبرد ما آمده است . آنگاه پلنگ و ببرى را برايش هديه فرستاد و او را نوشت : چيزى براى تو فرستادم كه با آن آهوان را و هر جانور وحشى را كه به دو نزديك شود ، بكشى . چون قيصر آن را با ويژگىهايى كه برايش آورده بود ، هماهنگ يافت ، از آن در شگفت شد ، اما روزى غفلت كرد و جوانى از اطرافيان را دريد . قيصر گفت : كسرى ما را شكار كرد . چون اين خبر به كسرى رسيد ، گفت : من پدر ساسان هستم !
هامش
( 1 ) . اسدالغابة 5 / 79
( 2 ) . شرح ديوان منسوب به اميرالمؤمنين ( ع ) ؛ معروف به فواتح ميبدى 101 ؛ مرحوم شوشترى در متن كتاب ، اين بخش را از شرح ميبدى بر ديوان امام على ( ع ) به عربى ترجمه كرده است . آنچه در اينجا آمد ، از نسخهى اصلى است .
( 3 ) . بحارالانوار 62 / 52 به نقل از حياة الحيوان دميرى . .