امام صادق ( ع ) : من مردى را كه كفشى با كنارههاى برآمده بپوشد نكوهيده مىشمارم ؛ زيرا اولين كسى كه نشان پاى پيامبر ( ص ) را تغيير داد فلانى بود . « 1 »
ابوالفرج اصفهانى از زبرقان : بازرگانى با بارى از شراب بر قيس بن عاصم گذشت و نزد او منزل كرد . قيس گفت : برايم قدحى پرشراب كن . چنين كرد . گفت : قدحى بيشتر . گفت : من بازرگانى سوداگر هستم و كسى را بىمزد و منّت شراب ندهم . قيس برخاست و او را به تنهى درختى كه در خانه داشت بست و چون خواهرش با او سخن گفت ، وى را سيلى بزد و چهرهاش را زخمى كرد . . . و مىگفت :
و تاجر فاجر جاء الاله به * كأن لحيته اذناب اجمال
« و بازرگان بدكارى كه خدا او را آورده است و ريشش به دُم شتران مىماند . »
وقتى سپيده دميد و حالش برگشت ، پرسيد : چه كسى با ميهمان من چنين رفتارى كرده است ؟ خواهرش گفت : همو كه با چهرهى من رفتارى چنين كرده است - و گزارش كار او را داد - پس با خدا پيمان بست كه ديگر هرگز شراب نياشامد ؛ او نخستين عربى بود كه در روزگار جاهلى شراب را بر خود حرام كرد و همو بود كه مىگفت :
فوالله لاأحسو مدى الدهر خمرة * و لاشربة تزرى بذى اللبّ و الفخر
فكيف اذوق الخمر و الخمر لمتزل * بصاحبها حتى تكسّع فى الغدر
و صارت به الامثال تضرب بعد ما * يكون عميد القوم فى السر و الجهر
و يبدرهم فى كل امر ينوبهم * و يعصمهم ما نابهم حادث الدهر
فيا شارب الصهباء دعها لاهلها ال - * - غواة و سلّم للحسيم من الامر
فانك لاتدرى اذا ماشربتها * و اكثرت منها ما تريش و ما تبرى
« عهد كردم كه دگر مى نخورم در همه عمر ، و نه شرابى كه خردمند و آبرودار را زيان رساند . چگونه لب به شرابى زنم كه تا نوشنده را به نيرنگ نيندازد از او جدا نمىشود ؟ و با او چنان كند كه اگر روزى سرور نهان و آشكار مردمان بوده ، و در
هامش
( 1 ) . الكافى 6 / 463 .